جماعت تبلیغ

برگرفته از کتاب :
موسوعه آسان در بیان فرقه ها و گروهها به زبان فارسی
نویسنده : دکتر حماد الجهنی
مترجم : محمد طاهر (عطائی)
الناشر: مرکز الثقافة الإسلامیة ” بخارى”.

تعریف:
جماعت تبلیغ یک گروه اسلامی که دعوتش متوجه به تبلیغ فضائل اسلام برای هرکسیکه وصول به وی ممکن باشد است، بر پیروانش لازم میسازد که بخشی از وقت خودرا برای تبلیغ و دعوت مصرف نمایند، این جماعت بدور از تشکیلات حزبی و مسائل سیاسی است، و میتوان گفت که این جماعت خیلی موافق به حالت مسلمانان هند میباشد، چون آنان در یک جامعهء بزرگ اقلیت کمی را تشکیل میدهندٍ.
تأسیس و افراد برازنده:

اول: مؤسس این جماعت شیخ محمد الیاس کاندهلوی ( ۱۳۰۳-۱۳۶۴هـ) است، وی در کاندهله که قریه ای از قریه های سهارنفور هند است تولد شد، تعلیمات ابتدایى خود را در همان قریه فرا گرفت، بعد به دهلی رفت و دروس خود را در مدرسهء دیوبند تکمیل نمود، مدرسهء دیوبند بزرگترین مدرسهء احناف در شبه قارهء هند به شمار میرود که سال ۱۲۸۳هـ/ ۱۸۶۷م تأسیس شده است.
مشایخ و استاذان شیخ الیاس:
-علوم ابتدایى خود را نزد برادر بزرگ خود شیخ محمد یحیى فرا گرفت، وی در مدرسهء مظاهر العلوم سهار نفوذ مدرس بود.
-شیخ رشید احمد گنگوهی ( ۱۸۲۹- ۱۹۰۵م) شیخ محمد الیاس سال ۱۳۱۵هـ با وی بیعت طریقه نمود.
-بار دیگر بیعت خودرا با شیخ خلیل احمد سهار نفوری تجدید کرد.
-با شیخ عبد الرحیم رائی فوری یکجا شد و از علوم و تربیهء وی استفاده نمود.
-بعضی از علوم خود را نزد شیخ اشرف علی تهانوی ( ۱۲۸۰- ۱۳۶۴هـ) (۱۸۶۳-۱۹۴۳م) فرا گرفت، وی ملقب به «حکیم الامت» است نزد آنان .
-شیخ محمود حسن ( ۱۲۶۸-۱۳۳۹هـ) (۱۸۵۱-۱۹۲۰م) که از علماء بزرگ مدرسهء دیوبند و مشایخ جماعت تبلیغ بود، نیز استاذ وی میباشد.
دوستان نزدیکش:
-شیخ عبد الرحیم شاه دیوبندی تبلیغی: وی زمان زیادی را در راه تبلیغ با شیخ الیاس و پسرش شیخ محمد یوسف بعد از وی صرف نموده بود.
-شیخ احتشام الحسن کاندهلوی: شوهر خواهر شیخ محمد الیاس و معتمد خاص وی، که بخش بزرگی از عمر خودرا در راه پیشبرد امور جماعت و همراهی شیخ محمد الیاس سپری نمود.
-استاذ أبو الحسن علی حسنی ندوی: مدیر دار العلوم ندوة العلماء لکهنو هند، و نویسندهء بزرگ اسلام، وی خیلی روابط محکمی با جماعت تبلیغ داشت.
دوم: شیخ محمد یوسف کاندهلوی ( ۱۳۳۵هـ/۱۹۱۷-۱۹۶۵م) ، وی پسر شیخ محمد الیاس و جانشین وی میباشد، در دهلی تولد شده و در طلب علم خیلی سفر نموده است، و بعد از طلب علم بخاطر دعوت و نشر آن سفرهای زیادی کرده، چندین بار به سعودی مسافرت نموده و از پاکستان با هر دو بخشش چندین بار بازدید نـموده بود، در لاهور وفـات نمود و جسدش از آنجا نقل داده شد و در جوار پدرش در نظام الدین دهلی دفن گردید.
-وی کتاب ( امانی الأحبار) شرح معانی الآثار طحاوی ، وکتاب مشهورش (حیات الصحابه) را تألیف کرده است، و پسری از خود بجا گذاشت به بنام (شیخ محمدهارون) که وی منهج و طریقهء پدررا تعقیب مینماید.
-شیخ محمد زکریا کاندهلوی ( ۱۳۱۵-۱۳۶۴هـ/۱۹۴۴م)، وی پسر کاکا و شوهر خواهر –شیخ محمد یوسف است، تربیه و رهنمایى شیخ یوسف را نیز وی بدوش داشت ، وی را به ریحان هند و برکت عصر توصیف میکردند، شیخ الحدیث وناظر اعلی جماعت بود، فعلا در صفوف جماعت فعالیتی نمی نماید.
-شیخ محمد یوسف بنوری: مدیر و شیخ الحدیث مدرسهء عربیه در نیوطاون کراچی و مدیر مجلهء ماهانهء اردو زبان، و از علماء جماعت، و نیز عضو پارلمان مرکزی پاکستان بود.
-مولوی غلام غوث هزاروی: از علماء جماعت، و نیز عضو پارلمان مرکزی پاکستان بود.
-مفتی محمد شفیع حنفی : ( مفتی اعظم پاکستان) مدیر مدرسهء دارالعلوم لا ندهی کراچی، و جانشین حکیم الامة اشرف علی تهانوی و از جملهء علماء جماعت التبلیغ.
-شیخ منظور احمد نعمانی: از علماء جماعت، و از یاران شیخ زکریا، و دوست استاذ أبوالحسن ندوی، واز جملهء علماء دیوبند بود.
سوم : انعام الحسن: وی امیر سوم جماعت است که بعد از وفات شیخ محمد یوسف این وظیفه را بدوش گرفت و تا الحال برین منصب قرار دارد، وی با شیخ محمد یوسف، در دروس و سفرهایش همراه بود، بناء آندو در سن باهم نزدیک و در حرکت و دعوت باهم مشابه بودند.
-شیخ محمد عمر بالنبوری: از همراهان شیخ انعام و مشاورین نزدیک وی بود.
-شیخ محمد بشیر: امیر جماعت در پاکستان، مرکز عمومی شان در پاکستان «ریوند» است که در اطراف لاهور قرار دارد.
-شیخ عبد الوهاب : یکی از مسئولین بزرگ مرکز در پاکستان.
افکار و معتقدات:
-مؤسس این جماعت برای جماعت شش اصل مقرر نموده و آن را اساس دعوت خویش گردانیده است، و آن شش اصل عبارت اند از:
۱-کلمه طیبه لا إله إلا الله محمد رسول الله .
۲-اقامت و برپا داشتن نمازها.
۳-علم و ذکر.
۴-اکرام هر مسلمان.
۵-اخلاص.
۶-خروج و برآمدن در راه خداوند (جل جلاله).
طریقه و روش در نشر دعوت شان از قرار ذیل است:
۱-چند فردی از ایشان خودرا برای دعـوت یکی از قـریه ها نامزد مینمـایند،
بعد هر کدام ازین افراد برای خود فرش خواب بسیطی و به اندازهء کفایت توشه و مصرف میگیرد، ولی باید غالبا خوراک شان خشن و بدور از تنعم باشد.
۲- وقتی که به قریهء مطلوب رسیدند خود را تنظیم نموده بعض شان مؤظف به تنظیف مکان اقامت شان میشوند، و افراد باقیمانده به کوچه و بازار و دکان های قریه، ذکرکنان گردش میکنند و مردم را به شنیدن تبلیغ و یا ( بیان) طوری که خود شان میگویند دعوت مینمایند.
۳-هنگامیکه وقت بیان فرا رسید همهء شان بخاطر شیدن آن جمع میشوند، بعد از ختم بیان کسانی که حاضر اند آنان را به چند بخش تقسیم میکنند و حلقه حلقه میسازند، و هر دعوتگر برای بخشی از آنان وضوء را، یا سوره فاتحه را یا نماز را یا تلاوت قرآن کریم را و یا . . . تعلیم میدهد و این کار را چند روز تکرار میکنند.
۴-قبل از آنکه مدت اقامت شان در همانجا به پایان برسد مردم را به طرف خروج و برآمدن فی سبیل الله بخاطر رسانیدن دعوت برای دیگران، و بخاطر عملی ساختن این قول خداوند (جل جلاله) «کنتم خیر أمة اخرجت للناس» دعوت مینمایند، بعد اشخاصی خود را برای همراهی آنان به مدت یک روز یا سه روز یا یک هفته یا یکماه و یا … نامزد مینمایند، هر کس به اندازهء توان و امکانات و فارغ بودنش.
۵- بخاطری که از امور دعوت و ذکر به چیز دیگر مشغول نشوند و بخاطریکه عمل شان خالص فی سبیل الله باشد هیچ نوع دعوت اهل قریه را به سوی طعام و غیره نمی پذیرند.
۶-به طرف ازالهء منکرات ( نهی از منکر ) توجه نمی نمایند وبه این عقیده هستند که فعلا مرحلهء ایجاد یک جو و فضاء مناسب برای زندگی اسلامی است، و قیام به کار «ازالهء منکرات» موانع و عقـباتی را در راه دعوت ایجاد مینماید و مردم را از آنان متنفر میسازد.
۷- به این فکر اند که وقتی هر فرد را جدا جدا اصلاح نمودند منکرات خود به خود از جامعه دور میشود و از بین میرود.
۸- خروج و تبلیغ و دعوت مردم برای خود داعی نیز از امور تربیوی به شمار میرود، زیرا وقتی وی مردم را دعوت میکند خودش احساس مینماید که من به حیث پیشوای مردم هستم بنا بر آن باید آنچه مردم را به سوی آن دعوت میکنم اول خودم آن را عملی نمایم و به آن ملتزم باشم.
۹- تقلید مذاهب را واجب میدانند، و از اجتهاد منع مینمایند،البته بدلیل اینکه شروط مجتهدی که برایش حق اجتهاد است در علماء این زمان مفقود میباشد.
۱۰-از طریقه های صوفیه که در هند موجود است متأثر اند، بنابرین برخی از امور که صوفی ها برآن متصف اند بالای اینهاهم تطبیق میشود، از قبیل:
۱-برای هر مرید شیخی ضروری است که با وی بیعت کند، و کسیکه بمیرد و در گردنش بیعتی نباشد همچون شخص جاهل (کافر) مرده است، بسا اوقات بیعت برای شیخ در محضر عام صورت میگیرد، که در آن مجلس چادر های کلان کلان که یکی با دیگری متصل میباشد بالای مردم پهن کرده میشود، و کلمات بیعت را به طور دست جمعی تکرار مینمایند، واین کار در میان جمعیت زنان نیز صورت میگیرد.
۲-مبالغه در دوستی شیخ و همچنان افراط در دوستی و محبت پیامبر صلى الله علیه وسلم گاهی آنـان را از ادبی کـه باید آن را در مقـابل پیامبر (ص) مراعات کرده، شود دور میسازد.
۳-برای رؤیا و خواب دیدن ارزشی قائل میشوند که آنرا به مقام حقیقت می نشانند، حتى این رؤیاها قاعده ای تلقی میشود که برآن امور را طرح زیری مینمایند و اثری بر مسیر دعوت میگذارد.
۴-معتقداند که تصوف نزدیکترین راه برای درک کردن حلاوت ایمان در قلب است.
۵-نام های صوفیان بزرگ ورد زبان شان است، مثل : ( عبد القادر جیلانی متولد در جیلان سال ۴۷۰هـ، سهروردی ، أبو منصور ماتریدی متوفى سال ۳۳۲هـ و جلال الدین رومی متولد سال ۶۰۴هـ صاحب کتاب مثنوی).
۶-روش شان بر ترغیب و ترهیب و تأثیر عاطفی استوار است، و توانسته اند تعداد زیادی را که غرق در شهوت پرستی و منغمس در گناه بودند از آن حالت خارج نموده، به طرف ایمان، عبادت، ذکر و تلاوت قران کریم بکشانند.
۷- در سیاست حرف نمی زنند و افراد خود را نیز از آن منع مینمایند و نمی گذارند در مشکلات آن داخل شوند، و بالای هر کسیکه در سیاست دست میزند انتقاد مینمایند، شاید اختلاف اساسی هم میان ایشان و میان جماعت اسلامی همین نقطه باشد، زیرا جماعت اسلامی مقابله را با دشمنان اسلام در قارهء هند ضروری میداند.
بعضی ملاحظات و انتقادات بالای آنان:
-ایشان توسعهء افقی و کمی پیدا میکنند، نه توسعه نوعی، زیرا تفوق و توسعهء نوعی محتاج به دوام تربیهء افراد است، و این امریست که در این جماعت وجود ندارد، زیرا افرادی که اینان وی را دعوت میکنند گاهی چنین هم میشود که دیگر هرگز باوی یکجا نمی شوند، و این فرد یا افراد نظر به تأثیر فریب زندگانی و فتنه های آن باردیگر به روشی که بودند باز میگردند.
-ایشان به طور منظم در تنظیم واحدی قرار ندارند بلکه میان افراد و داعیانش علاقه هایى وجود دارد که استوار بر تفاهم و دوستی میباشد.
-کارشان برای جاری ساختن احکام اسلامی در زندگی مردم کافی نیست، همچنان کار شان برای مقابله با موج های فکری دشمنان اسلام که با همه توان خود بخاطر مقابله و جنگ با اسلام و مسلمانان اماده میشوند، کفایت نمی کند.
-تأثیر کار شان بالای افرادی است که به مساجد رفت و آمد دارند ، اما کسانی که دارای افکار و اعتقادات مختلف اند [و به مساجد نمی روند] تأثیر شان بالای اینگونه افراد نزدیک به هیچ است.

ریشه های فکری و اعتقادی:
-این جماعت یک جماعت اسلامی است که مأخذهای اصلی آن قرآن کریم و سنت پیامبر (ص) میباشد، و طریقه اش طریقهء اهل سنت و جماعت است.
-از بعضی طریقه های صوفی ها نیز متأثر اند مثل طریقهء چشتیه که موجود در هند است، و برای صوفیان بزرگ در تعلیم و تربیهء خود اعتبار خاصی قائل اند.
-بعضـی ها معتـقد انـد که این جماعت افکار خودرا از جماعت نور ترکیه اخذ نموده است.

انتشار و جاهای نفوذ:
-دعوت شان درهند شروع شد و در پاکستان و بنگلدیش نشر گردید، وبه عالم اسلامی و عربی منتقل شد، در سوریه، اردن، فلسطین، لبنان، مصر، سودان، عراق و حجاز و ایران پیروانی یافتند.
-در اکثر بلاد عالم دعوت شان نشر گردیده، از قبیل اروپا، امریکا، آسیا، و افریقا، و در زمینهء دعوت غیر مسلمانان به سوی اسلام، در اروپا و امریکا کوشش های بارزی کرده اند.
- مرکز عمومی شان در نظام الدین دهلی است و از همانجا امور دعوت را در عالم سرپرستی میکنند.
-در بخش تمویل مالی، بالای خود داعیان اعتماد مینمایند [یعنی هر داعی مصرفش را خودش میپردازد] کمکهای متفرقهء دیگری هم از بعضی ثروتمندان وجود دارد، که یا مستقیما میباشد و یا مصرف بعضی داعیان را به دوش میگیرند