هویت تات ها و زبان تاتی

محمد رضا بابایی کهن
چکیده:
پژوهش در زمینه اقلیت های زبانی باقیمانده از زبانهای باستانی ایران به جهت اینکه نمونه های تقریبا دست نخورده از فرهنگ کهن ایرانی می باشند از جنبه حفظ و کمال بخشی به «هویت ایرانی» حائز اهمیت فراوانی است. از جمله این اقلیت های زبانی ، تاتها می باشند که در واقع نامیده شدن آنها به عنوان «تات» ریشه تاریخی ایرانی ندارد و این نامی است که که مهاجمین ترک که از زمان غزنویان به ایران آمده و در دوره سلجوقیان و مغولان در گروههای متعدد به این سرزمین آمده و رحل اقامت افکندند، به این اقوام داده اند.
تاتها امروزه در گستره جغرافیایی از منطقه دربند و داغستان روسیه واقع در غرب دریای خزر تا همدان و در جهت شرق تا خراسان زندگی می نمایند و قومیتی واحد ندارند بلکه یادگاران اقوام مختلف ایرانی می باشند که در جریان حضور ترکان مانند دیگران در زبان ترکی مستحیل نگشته و زبان و گویش خود را حفظ نموده اند.
زبان تاتی نیز زبان واحدی نیست بلکه تفاوتهای موجود در گویشهای مختلف تاتی مربوط به تفاوت زبانهای نسل های گذشته این مردمان در پیش از آمدن ترکان می باشد.

غالب تاتها هم اکنون در آذربایجان – منظور آذربایجان کهن شامل استانهای آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و زنجان و قسمتی از همدان و قزوین و … است –زندگی می کنند و به گمان زیان تاتی آنها باقیمانده زبان آذری است که در قرون اول اسلامی زبان رایج آذربایجان بوده و خود یادگار زبان کهن مادی است که نشان از تاثیرات اوستایی و پهلوی اشکانی و ساسانی و فارسی دری نیز در آن دیده می شود.

کلمات کلیدی:
آذری : زبان ایرانی آذربایجان پیش از رواج زبان ترکی که به نظر زبان شناسان باقیمانده زبان مادی می باشد.
اوستایی : یکی از چهار شاخه اصلی منشعب از زبان ایرانی باستان می باشد و سرودهای دینی زرتشتیان بدان زبان می باشد.
مادی : یکی دیگر از چها ر شاخه اصلی منشعب از زبان ایرانی باستان که زبان رسمی حکومت مادها بوده است

پهلوی اشکانی : زبان ایرانی میانه دوره اشکانی که در اوایل دوره ساسانی نیز استفاده می شده و کتیبه های شاهان ابتدای این سلسله بدان بوده و زبان فارسی میانه شمالی نیز نامیده می شود.

پهلوی ساسانی : زبان ایرانی میانه نیمه دوم دوره ساسانی که پس از پهلوی اشکانی رایج شد و کتیبه های نیمه دوم حکومت ساسانیان و متون مقدس زرتشتی چون «زند» بدان زبان می باشد.
تاتها : مردمانی که در میان ترک زبانان شمال و شمال غرب ایران و غرب در یای خزر به صورت جزیره های زبانی زندگی می نمایند.
تاتی : زبانی است که تاتها بدان گفتگو می نمایند و باقیمانده زبانهای باستانی ایران می باشد.
تالشی :گویش مردمان ساکن تالش ایران و قفقاز که بسیار نزدیک به تاتی بوده و باقیمانده مادی غربی به شمار می آید.

مقدمه:
شناخت و کسب علم و آگاهی در فرهنگ پربار ایران اسلامی چنان پربهاست که بر مبنای آن لحظاتی از عمر آدمی نام حیات و بالندگی واقعی به خود می گیرد که صرف کسب علم و آگاهی گردد.
در این میان شناخت میراث فرهنگی به معنای عام خود ارزشی ویژه دارد چرا که معمولا بهترین آینده نگری ها و آینده سازی ها در پرتو تجربیات گذشتگان صورت می پذیرد.
گذشته از این مطالب هویت هر قوم و ملتی نیز به صورتی کاملا درهم تنیده با گذشته و میراث گذشتگانش گره خورده است و در عصری که عده ای آن را عصر « بحران هویت » می خوانند ؛ قطعا کوشش برای شناخت و حفظ هویت امری بسیار مقدس و مهم خواهد بود. این سخنان برای ملتهایی که حداکثر چند قرن سابقه تاریخی دارند آنقدر مفهوم نبوده و اهمیت آنچنانی نخواهد داشت ولی ایرانیان که ملتی حاضر در صحنه تاریخ از همان ابتدای آن می باشند و همیشه تمدن ساز بوده و حضور درخشانی در صحنه زندگی بشریت دارند، بایستی اهمیت مسئله را بصورتی عمیق درک نموده و در راه اعتلای هویت خویش از طریق بهره مندی از داشته های دیروزی و تفکر و تامل امروزی کوشیده و حتی یاریگر دیگرانی باشند که به علت فقدان چنین سابقه درخشان فرهنگی چنین پتانسیلی را ندارند.
در میان مباحث مختلفی که می توان در راستای مسائل بیان شده دسته بندی و بیان نمود بحث قومیت ها و اقلیت های زبانی موجود در داخل حوزة ایران فرهنگی بسیار مهم می باشد و بررسی گذشته و دارایی های فرهنگی هرکدام از آنها می تواند علاوه بر روشن نمودن گوشه ای از وقایع اتفاق افتاده در گذر زمان این مرز و بوم ، باعث شکوفایی هویت ملی کل ایرانیان گردد چرا که ایران یعنی همه این قومیت ها و اقلیت ها که در یکی شدنشان مفهوم ایران را ساخته اند.
در کنار نام هایی چون کرد ، بلوچ ، ترکمن و ترک و سایر قومیت ها ، گاهگاهی از « تاتها» و آنچه که بدان سخن می گویند یعنی « تاتی» نیز یاد می شود البته با کمال تاسف باید گفت که عدم انجام صحیح رسالت و وظیفه از سوی رسانه های جمعی و مطبوعات ـ اعم از دولتی و غیر دولتی ـ و حتی مجامع دانشگاهی ، مانع از آن بوده است که ایرانیان دیگر هموطنان خویش را در قالب قومیت های دیگر خوب بشناسند و اهدافی که در جملات قبل شمرده شد، محقق گردد. در مورد تاتها و تاتی وضع دو چندان آشفته تر است و عده بسیار اندکی به صورتی صحیح و عمیق با تاتها و گذشته و فرهنگ غنی شان آشنایی دارند.
به راستی تاتها چه کسانی هستند و در کجاها ساکن می باشند و تعدادشان چند نفر است؟
آیا مانند بعضی از قومیت ها مثل بلوچها در منطقه ای متمرکز زندگی می کنند یا گستره سکونت پراکنده دارند؟
آیا مانند کردها یک قومیت مشخص با داشتن همه شرایط آن از جمله مسائل نژادی و تاریخی و زبانی می باشند؟
آیا تاتی یک زبان یا گویش واحد است؟
تاتی چه نسبتی با زبان های باستانی ایران چون مادی و اوستایی و زبانهای ایران میانه چون پهلوی و اشکانی و ساسانی دارد؟
تاتی موجود در آذربایجان چه نسبتی با زبان آذری دارد؟
و …

پیشینة موضوع:
نگاهی به سابقه مباحث مطرح شده و مقالات و کتابهای نوشته شده که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مساله « تاتها» و « تاتی» را مورد بررسی قرار داده اند، بالاخص به شیوة منتقدانه و با حذف مطالب تکراری و رونویسی شده از چند منبع خاص نشان می دهد که هنوز نسبت به این موضوع ادای دین علمی نشده است. و زوایای پنهان بسیاری وجود دارد که همت صد چندان ایران شناسان و عالمان علاقه مند به هویت ایرانی را می طلبد.
شاید بتوان گفت که به صورت جدی « تاتی» از زمانی که احمد کسروی به بحث « زبان آذری» پرداخت مطرح شد و در واقع کتاب « آذری یا زبان باستان آذربایجان» که از نوشته شدنش بیش از هشتاد سال می گذرد شروعی برای منازعات علمی و غیر علمی متعدد بین طرفداران وجود زبان آذری و نظریه مهاجرت ترکان به آذربایجان و از طرف دیگر منکران وجود چنین زبانی و معتقدین به بومی بودن چندین هزار ساله ترکی در آذربایجان گردید که به نوعی تاتی و تاتها نیز در بین این مباحثات مطرح می شدند و می شوند.
اندیشه های کسروی را ، البته با نقدهای خاص ، کسان دیگری چون : محمد امین ادیب طوسی ، رضا ملک زاده، منوچهر مرتضوی ، یحیی ذکاء، احسان یارشاطر، عباس اقبال آشتیانی، فریدون جنیدی، منوچهر ستوده، رشید عیوضی، جمال الدین فقیه، محمد قزوینی، حسینعلی کاتبی، یحیی ماهیار نوابی، سید محمد محیط طباطبایی، محمد مقدم، ناصح ناطق، سعید نفیسی و … در کتب و مقالات مختلف پی گرفتند اما آنچه که مستقیما به تاتی می پرداخت بسیار کم بود در بین آنها نیز شاید به موضوع تاریخ و فرهنگ و مردم شناسی « تاتها» بسیار کمتر پرداخته شد که به چند مورد از آنها اشاره می شود.

الف) تاتی:
۱ـ کتابها
ـ جستاری در زبان و ادبیات تاتی به پیوست مونوگرافی روستای فیارج، علی محمد آقاعلیخانی، تهران، رامند، ۱۳۸۳.
ـ گویش گرینگان (تاتی) ، یحیی ذکاء ، تهران، سینا، ۱۳۳۲
ـ زبان تالشی و تاتی، علی عبدلی، بندرانزلی، کتابفروشی دهخدا، ۱۳۶۳.
ـ فرهنگ تاتی و تالشی ، علی عبدلی، بندرانزلی، کتابفروشی دهخدا، ۱۳۶۳.
ـ فرهنگ تطبیقی تالشی ـ تاتی ـ آذری، علی عبدلی، تهران ، ۱۳۸۰.
ـ خلخالی یک لهجه از آذری، عبدالعلی کارنگ، تبریز ، شفق، ۱۳۳۴.
ـ گویش تاتی شمال خراسان، حبیب صفرزاده، مشهد، سخن گستر، ۱۳۸۲.
ـ ادبیات تات و تالش در ایران و جمهوری آذربایجان، علی عبدلی، تهران ، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰.
۲ـ مقالات
ـ «تاتی کرنیگان»، عبدالعلی کارنگ، در،ادبیات تبریز،جلد۴، شماره ۱ـ۲، صص ۷۲-۷۵.
ـ « اشاره دیرآمد بر لهجه رامند»، جلال آل احمد، در، فرهنگ ایران زمین، جلد ۱۲ (۱۳۴۳)، صص ۳۲۳ـ۳۲۹.
ـ «گویش گلین تیه هرزندی»، یحیی ذکاء، در، فرهنگ ایران زمین، جلد۵ (۱۳۳۶)، صص ۵۱ـ۹۲.
ـ« زبان هرزندات مرند»، محمد امین ادیب طوسی، در ، ماهتاب، دوره ۱، صص۲۷۰-۲۷۶.
ـ« درباره دستور لهجه تاتی جنوبی»، احسان یارشاطر، احمد تفضلی، در, راهنمای کتاب ، دوره ۱۳، شماره ۳ـ۴ (خرداد ۱۳۴۹) ، صص ۲۹۶ـ ۲۹۸.
ـ« زبانهای ایرانی الموت»، سعید نفیسی، در، کاوه (جدید)، دوره ۸ (۱۳۴۹)، صص۴۴-۴۸.
ـ «زبانهای ایرانی الموت و رودبا»ر، سعید نفیسی، در، نشریه ایران شناسی، شماره ۱، صص ۱۶۹-۱۷۱.

۳ – پایان نامه ها :
ـ دستور زبان تاتی تاکستان، عباس طاهری ، پایان نامه کارشناسی ارشد، استاد راهنما : دبیرمقدم ، استاد مشاور : سیروس شمیسا ، کورش صفری ، دانشگاه علامه طباطبایی.

ب ـ تاتها
۱ـ کتابها
ـ تات نشین های بلوک زهرا ، جلال آل احمد، تهران، کتابخانه دانش سعدی، ۱۳۳۷.
ـ مطالبی در زمینه تاریخ، فرهنگ و جامعه تاتها و تالشان، علی عبدلی، تهران، ققنوس، ۱۳۶۹.
ـ مطالعاتی درباره تاریخ ، زبان و فرهنگ آذربایجان، فیروز منصوری، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۷۹.
۲ـ مقالات:
ـ« تاجیک و تات» ، محمد جعفر ملک زاده ، در،آینده،سال ۱۳، شماره ۶ـ ۷ (شهریور و مهر ۱۳۶۶) ، صص ۴۸۴ ـ ۴۸۵.
ـ« تات و تاجیک و تازیک» ، سید محمد دبیرسیاقی، در،نامواره دکترمحمود افشار، ج ۶ ،۱۳۷۰، صص ۳۳۷۵ ـ ۳۴۲۱.

لازم به ذکر است که در آذرماه ۱۳۷۸ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان اقدام به برگزاری « همایش بین المللی تات شناسی»نمود که در این همایش مقالاتی درباره تاتها و تاتی ارائه گردید و برگزیده آنها در مجموعه ای چاپ گردید که اگر چه هنوز تا وضع مطلوب فاصله است ولی می توان آن را نقطه عطفی در تات شناسی به حساب آورد.
———
در این پژوهش سعی شده است که برای یافتن پاسخ پرسشهایی که مطرح گردیده ، منابع شناسایی شده در حد امکان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد اما سه مشکل عمده وجود داشت ، اولا اینکه همچنان که بیان شد تعداد اندکی از این منابع بصورت قابل توجه به تاتها و تاتی پرداخته بودند و ثانیاً آنچه که بیشتر بررسی شده بود « تاتی» و مباحث زبان شناختی مربوط به آن بود و موضوع پیشینه و فرهنگ تاتها تقریباً بررسی نشده است . سومین مشکل هم که نشان از عدم تکاپوی علمی اکثر فراهم آورندگان مباحث مربوط به تاتها بود رونویسی و تکرار مکررات چند منبع خاص و عدم نوآوری علمی مشهود در این آثار بود.
در حوزه منابع اینترنتی هم اوضاع آشفته تر از این بود چرا که با اینکه جستجوی کلمه تات و تاتی نتایج بسیاری را به دست داد ولی عمدة این مطالب یا نوشته های عوامانه ای بود که در وصف جغرافیای مناطق خاص با رویکرد جذب گردشگر و … صورت پذیرفته بود و یا اینکه باز مانند منابع بیان شده در بالا تکرار چند حرف مشخص و کلی در مورد تاریخ و فرهنگ تاتها بود.

با بررسی اولیه این منابع چند اثر به عنوان مرجع عمده پژوهش پسند گردیدند:
۱ـ کتاب «مطالبی در زمینه تاریخ، فرهنگ و جامعه تاتها و تالشان» تالیف علی عبدلی
۲ـ کتاب « فرهنگ تطبیقی ـ تاتی ـ آذری» تالیف علی عبدلی
۳ـ کتاب « مطالعاتی درباره تاریخ و فرهنگ آذربایجان» تالیف فیروز منصوری
۴ـ مجموعه مقالات « همایش بین المللی تات شناسی» آذر ۷۸ـ تاکستان.
۵- «زبان دیرین آذربایجان» تالیف منوچهر مرتضوی
۶-« دانشنامه ایران و اسلام»تالیف گروهی زیر نظر احسان یار شاطر

مناطق تات نشین و جمعیت آنها
اگر از داغستان روسیه در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت محیط دریای خزر را بپیمائیم تا اینکه به خراسان برسیم، گاهی در عرض چند کیلومتر و گاه حتی در پهنای چند صد کیلومتر انسانهایی زندگی می کنند که با نام«تات» مشهور شده اند و زبانی که بدان تکلم می کنند « تاتی» نامیده می شود.
مناطق تات نشین را می توان به چند دسته کلی تقسیم کرد که به غیر از مورد اول بقیه در داخل کشور فعلی ایران قرار می گیرند.
الف) قفقاز
منطقه قفقاز شامل دو قسمت شمالی و جنوبی است که « تاتها» در هر دو قسمت شمالی و جنوبی ساکن می باشند . در قفقاز شمالی که تماما در خاک روسیه قرار دارد ، تاتها در جمهوری خودمختار داغستان ساکنند و در قفقاز جنوبی نیز محلهای سکونت تاتها در داخل کشور تازه تأسیسی است که جمهوری آذربایجان خوانده می شود!؟
پایتخت جمهوری داغستان شهر «ما هاچ قلعه » و شهر مهم آن « دربند» می باشد . این جمهوری در ساحل غربی دریای خزر قرار گرفته و از جنوب با جمهوری آذربایجان و از غرب با چچن همسایه است در این جمهوری ۳۴ قوم و نژاد مختلف با زبان های مختلف در کنار یکدیگر زندگی می کنند که تات ها هم یکی از آنها می باشند . (۱)
امروزه تاتهای قفقاز به سه گروه عمده مذهبی تقسیم می شوند:
۱ـ تاتهای مسلمان شیعه که در شمال جمهوری آذربایجان؟! و در منطقه آبشوران زندگی می کنند.
۲ـ تاتهای ارمنی که آنها هم در شمال جمهوری آذربایجان؟! زندگی می کنند.
۳ـ تاتهای یهودی که به یهودیان کوه نشین معروفند و دیگر تاتها آنها را جوخور می نامند که شاید همان جهود یا یهود باشد که اینها ساکن داغستان می باشند. (۲)

« در آمار سرشماری های سالهای مختلف تعداد تاتهای قسمت شمال رود ارس با ارقام متفاوت ذکر شده است : مثلا : تعداد تاتها در جمهوری آذربایجان در سال ۱۸۹۱، ۱۱۸۱۶۵ نفر؛ در سال ۱۸۹۴، ۱۲۴۶۹۳ نفر نشان داده شده است . در اوایل قرن بیستم یعنی در سال ۱۹۲۱، تعداد آنها ۱۰۱۳۸۳ نفر بوده است که از آن جمله ۵۲۲۰۸ نفرشان مربوط به باکو و اطراف آن گفته شده است. در سرشماری ۱۹۲۶ رسما تعداد تاتها ۲۸۴۴۳ نفر در سال ۱۹۳۴ در جمهوری آذربایجان تعداد تاتها ۱۰۰ هزار نفر و در سال ۱۹۳۹، ۳۸۷۱۳ نفر؛ در سال ۱۹۵۳، ۱۱۰۰۰ نفر ؛ در سال ۱۹۷۰، ۹۰۰۰ نفر ؛ در سال ۱۹۷۹، ۸۰۰۰ نفر و در سال ۱۹۸۹، ۸۰۰۰ نفر ذکر شده است که این آخرین رقم نیز مربوط به تاتهای آذربایجان و قسمت دربند و ماهاچ قلعه داغستان می باشد . البته، از اولین رقم سرشماری گرفته تا آخرین رقم سرشماری ، تعداد تاتها احتیاج شدید به تصحیح دارد، علت پایین یا کم ذکر شدن تعداد تاتها این است که در موقع سرشماری اغلب تاتها خود را آذربایجانی نشان داده اند.»(۳)
شاید هم سیاست های پان ترکیستی سردمداران و حاکمان این مناطق مانع از آن بوده است که آمار تاتهای قفقاز به صورت صحیح منتشر گردد! علی ایحال صاحب کتاب فرهنگ تطبیقی تالشی ـ تاتی ـ آذری تعداد تات زبان های کنونی قفقاز را دویست هزار نفر می داند.(۴)
ب) آذربایجان کنونی ایران
در دو نقطه از آذربایجان کنونی ایران نقاط تات نشین وجود دارد.
۱ـ تعدادی روستا در آذربایجان شرقی از جمله روستاهای هرزند و گلین قیه و کرینگان از توابع شهرستان مرند.
۲ـ منطقه شاهرود واقع در شهرستان خلخال استان اردبیل
البته متاسفانه آنچنان که در برخی از آثار گذشتگان پیش بینی شده بود (۵) دیگر در روستای گلین قیه تاتی تکلم نمی شود وز بان ترکی جای آن را گرفته است. این روستا در ۳۰ کیلومتری شهرستان مرند قرار دارد و اهالی آن که فرزندان تات زبان های دیروز و در حقیقت خود نیزتات می باشند ، ترکی را به گویش خاص که تحت تاثیر زبان سابقشان می باشد تکلم می نمایند؛ به گونه ای که ترکی گلین قیه تقریبا در سطح استان آذربایجان شرقی یک گویش مشخص و مشهور می باشد.
برخلاف منطقه یاد شده در جنوب شرقی استان اردبیل تاتی هنوز زنده است و به حیات خود ادامه می دهد. زبان مردم کلور ـ مرکز بخش امامرود (شاهرود) شهرستان خلخال ـ و نه آبادی دیگر این بخش به نامهای اسکستان، اسبو، درو، شال، دیز، گیلوان، لرد، کرن و گلوزان تاتی است و بنا به نقل بعضی ها زبان چند روستای دیگر چون کهل و طارم و گندم آباد نیز تاتی بوده که اخیرا تبدیل به ترکی شده است .
« جمعیت کلور در حدود ۹۰۰۰ نفر است که در حدود ۴۰۰۰ نفر آن به نقاط مختلف کشور از جمله تهران مهاجرت کرده اند که در ایام تعطیل و تابستان برای دید و بازدید اقوام و گردش و تفریح به زادگاه خود باز می گردند.»(۶)
مولف کتاب فرهنگ تطبیقی تالشی ـ تاتی ـ آذری نیز کل جمعیت تات زبان منطقه را بیش از پنجاه هزار نفر ذکر می نماید. (۷)
ج) تاکستان و مناطق همجوار
اگر نقشه شمال ایران را در برابر خود قرار دهیم و خطی از آخرین نقطه ارتفاعات طالقان به طرف سیاهکل و رستم آباد کشیده وآن را تا تاکستان ادامه بدهیم، مثلثی مشخص می گردد که در آن گویشوران تاتی در میان سایر گروه های زبانی زندگی می نمایند و البته عمده مرکز تجمع تاتها خود تاکستان می باشد . تاکستان در گذشته به نام « سیادهن» خوانده می شد و اکنون هم بومیان آن را «سیادن» نامیده خود را « سیادنیج» یعنی اهل سیادن می خوانند. (یج پسوندی است که در مازندران به کار می رود) ناحیه ای که در طول تاریخ سیادهن نامیده شده سابقه طولانی و تاریخی دارد. این ناحیه که در حال حاضر نقاطی چون تاکستان، ضیاء آباد، فارسجین، ساج و شاکین ونرگه را در برمی گیرد، در دوران ساسانیان در نهایت آبادی بوده و موقعیت ممتازی داشته است. گویش تاتی تاکستان لهجه های متعددی چون اشتهاردی ، رامندی، چالی، شالی دارد.(۸)
« در حال حاضر شهرستان تاکستان بزرگترین منطقه ایران از نظر تعداد گویشوران زبان تاتی است و در سطح شهر بیش از ۶۰ هزار نفر به تاتی سخن می رانند.»(۹)
البته در تاکستان نیزبه علل مختلفی چون مهاجرت ترک زبانان ، حضور دانشجویان غیر بومی ، حضور نیروی کار غیر بومی و اختلاطها و ازدواج ها با غیرتاتها، تاتی رو به افول است.

د) مناطق پراکنده
در مناطقی از اراک (مانند روستای وفس)
همدان
خراسان
سمنان
تاتها در جمعیتی کمتر و مناطق پراکنده تر به زندگی خود ادامه می دهند.

تاتها (تاریخچه و معانی کاربردی کلمه تات)
کلمه «تات» در قدیمی ترین سند یافته شده در کتیبه «اروخون» مربوط به قرن ۸ میلادی (۲ هجری قمری) آمده است . رامبری اولین کسی بود که در این کلمه متوجه کلمه « تات» شد . سپس تامسون « تات» موجود در کتیبه را معادل «خارجی ها در کشور» دانست ولی او نتوانست به اصل و ریشه کلمه پی ببرد. پس از او «کُرچ» نظر داد که جزء تات در کتیبه اروخون مصغر شده «طانقوت» به معنی خارجی است.در نظر اینان این کلمه پس از فتوحات ترکان در ایران از سوی آنان برای ایرانیان مغلوب نسبت داده شده است(۱۰)
اورانسکی در مقدمه فقه اللغه ایرانی می نویسد:
« تاتی ظاهراً در آغاز بر نژاد قبیله ای اطلاق نمی شده است . قبایل صحرانشین که اکثرا ترک بودند مردم زراعت پیشه و تخته قاپوی ایرانی زبان را که در زیر انقیاد خویش درآورده بودند تات می خواندند»(۱۱)
ورود و استقرار ترکان در ایران همزمان با عصر طلایی تمدن اسلامی بود و ایران به عنوان مهمترین مرکز این تمدن وقتی که پذیرای این میهمانان ناخوانده شد بیش از آنکه از حضور آنان تاثیر پذیرد بر آنان تاثیر گذارد و وقتی که با تمدن با شکوه و مردمان با فرهنگ متعالی این سامان برخورد نمودند به آرامی در مقابل عظمت فرهنگ و تمدن ایرانی که برای آنان با عبارت «تاتها» شناخته شده بود سر تعظیم فرود آوردند و هر چند که بر حفظ و بلکه اشاعه زبان خویش اصرار ورزیدند و لیکن علم و فرهنگ تاتها (ایرانیان) را ستودند و بارها به نیاز خود به این فرهنگ و تمدن اعتراف نمودند.
در « دیوان لغات ترک» نوشته محمود کاشغری که تالیف آن را به سال ۴۶۶ هجری قمری به پایان برده است ، چنین آمده است:
تات سیز ترک بلماس باش سیز برک بلماس
(یعنی همچنان که سر بدون کلاه ارزش ندارد ترک بدون ایرانی نیز همانطور است )
این عبارت بسان همه ضرب المثلها, عمومیت این اعتقاد را در بین ترکان نشان می دهد. کلمه «تات» در قرون بعد نیز در معنای ایرانی یا فارس زبان استعمال شده است.
مولانا جلال الدین بلخی در بیتی, ایرانی و رومی و ترک را به زبان واحد فطرت که زبان بی زبانی است فرا می خواند و آنها را از تفرقه به علت تفاوت زبان ظاهری بر حذر می دارد:
اگرتات ساک وگرروم ساک وگرترک زبان بی زبانان را بیاموز
بنابراین معلوم می شود که در قرن هفتم هجری نیز تات به معنای ایرانی فارس زبان استفاده می شده است .
ترجمه ای از کلیله و دمنه به ترکی موجود می باشد که به درخواست عمربن محمد بن محمد آیدین حاکم ازمیر در اوایل قرن هشتم هجری قمری صورت پذیرفته است . مترجم در مقدمه این اثر به صراحت به ترجمه خود از تاتی به ترکی اشاره می نماید و معلوم است که کلیله و دمنه موجود در آن زمان که به نثر ابوالمعالی نصرا… منشی بوده همان کلیله و دمنه مشهور فارسی بوده است بنابراین مقصود مترجم از تاتی همان فارسی است (۱۲)
در سند ی دیگر مسعود بن احمد مشهور به خواجه مسعود از شعرای قرن هشتم آناتولی در اثر مشهور خود به نام منظومه « سهیل و نوبهار» که سرودن آن را به سال ۷۵۱ هجری قمری آغاز ساخته می گوید:
گیوب زرکشی قیمتی طونلرین کیرو، حوض یانندی طنزی ارن
بو عشق اشیناکم که قلرسه خوض طت ایدر که می گردد او گرد حوض
منظور شاعر از بیت اخیر است که : هرگاه کسی در کار این عشق ژرف اندیشی کند بدین منظور طت (تات) می رسد که می گوید: که می گردد او گرد حوض (۱۳)و این یک عبارت کاملا فارسی است.
دقت در اسناد قرون بعدی نیز آشکار می سازد که کلمه تات به مثابه عنوان و نشان ایرانیان فارس زبان فراگیر شده بود تا جایی که در عصر صفوی ، در چندین سفرنامه خارجی ، ایرانیان به دو گروه قسمت شده اند: قزلباش ها که ترک می باشند و تاتها که فارس زبانان ایرانی الاصل می باشند.
پیتر دلاواله که در عصر صفوی از ایران دیدن کرده و از سال ۱۶۱۷ م تا ۱۶۲۳ میلادی به مدت شش سال در ایران به سر برده است قشون شاه عباس را چنین توصیف می نماید:
« قشون ایران مرکب از چهار دسته است که به ترتیب اهمیت از پایین ترین آنها یعنی تفنگچیان که شاه چندی پیش به توصیه آنتونی شرلی انگلیسی به تشکیل آن همت گماشت شروع می کنم. تفنگچیان از نژاد اصیل ایرانی هستند که مسکن و ماوای آنها در شهرها و دهات است و چون در تمام سال حقوق می گیرند مجبورند هر وقت به وجود آنها احتیاج باشد فورا در خدمت حاضر باشند.
نجیب زادگان یعنی قزلباشها وارد این دسته نمی شوند و در حقیقت افراد آن را فقط رعیت ها تشکیل می دهند . به لفظ رعیت « تات» نیز اطلاق می شود. در فارسی وقتی « تات » می گویند منظور این است که طرف از طبقه نجبا (قزلباش) نیست . ولی در حقیقت آنان اصیل تر از قزلباشها هستند زیرا دسته اخیر فقط از زمان شاه اسماعیل صوفی به بعد خود را به زور اسلحه تحمیل کرده اند . در حالی که تاتها ایرانی الاصل هستند و ساکنین واقعی این سرزمین را تشکیل می دهند و خیلی از بزرگان و ثروتمندان و بعضی از میرزاها و به طور کلی کسانی که به دلایلی جزء سپاهیان منظم نیستند و یا مشاغل درباری دولتی ندارند در طبقه بندی از تاتها محسوب می شوند. تفنگچی ها نیز جزو همین طبقه تاتها هستند و معمولا از دهات و آبادی ها آمده اند .(۱۴)

در حدود ۷۰ سال بعد از دلاواله ، انگلبرت کمپفر از ایران دیدن می کند و در سفرنامه خود می نویسد :
«قزلباشها سخت به خود می بالند و به مردم بومی این سرزمین که آنها را تاجیک، تازیک یا به طور خلاصه تات می نامند به دیده تحقیر می نگرند»(۱۵)
سانسون نیز در سفرنامه خود چنین آورده است:
« این کلاه (تاج) بسیار مورد احترام همه می باشد زیرا می گویند که این کلاه به دوازاده امام اختصاص دارد . تمام خان ها و قزلباشها در روزهای سلام و تشریفات این کلاه را بر می گذارند ولی تاتها که «کشوری» هستند نمی توانند این کلاه را برسر بگذارند. همچنین اعتماد الدوله فعلی نیز که از خوانین « لشکری» نیست ، این کلاه را بر سر نمی گذارند. تاتها بومی های محلی ایران را می گویند و قزلباش که به معنی طلاسران یا سرخ سران ، سرخ کلاهان می باشد لشکری هستند . قزلباشها از سلسله غلامان می باشند یعنی در اصل غلام بوده اند یا از ملت هایی هستند که به ایران پناهنده شده اند . بسیاری از قزلباشها از دمشق و هنگری به ایران آمده اند.» (۱۶)
از گفته های دلاواله و کمپفرو سانسون به روشنی قابل دریافت است که ترکان حاکم و بالاخص قزلباشها که به علت یاری شاه اسماعیل در به دست گرفتن عنان حکومت ایران موقعیت بسیار بالایی در نظام حکومتی ایران یافته بودند ایرانیان اصیل و فارس زبانان را تات می نامییدند و همچنان از این کلمه که یادگار اجدادخود بود استفاده می نموده اند.
نکته جالب توجه در هر سه نقل این است که حتی برای یک خارجی نیز غیر بومی بودن برای ترکان مشهور بوده و تاتها را ایرانی الاصل می نامیدند.
به هر حال کلمه ای که در ابتدا درسرزمینهای اصلی ترکان به معنی خارجی به کار برده می شده در هجوم و استقرار آنان به ایران از زمان سلطان محمود غزنوی به بعد به ایرانی الاصل ها خطاب گردید و چون ترکان از همان زمان در حاکمیت ایران بودند این کلمه ماند تا جایی که در دوران صفویه کاملا عنوان مشخصی برای ایرانیان فارس زبان گردید و ترکان ایرانیان فارس زبان و بومی را تات می نامیدند. از آن پس نیز این نام ماند ولی از اطلاق عمومی برای فارس زبانان افتاد و فقط برای ایرانی زبانانی که به صورت جزیره های گویشی در میان ترک زبانان بودند استعمال گردیدو خود آنها نیز این نام را پذیرفتند که شاید به این دلیل بوده است که این اقلیت ها همیشه خود را در میان اکثریت ترک زبانی می دیدند که آنها را تات می نامیدند ولی سایر ایرانی زبانان که چنین شرایطی نداشتند این نام را به غیر از مناطقی محدود از یاد برده و خود را ایرانی شناخته و شناسانده اند.
بنابراین می توان مطلب را چنین جمع بندی کرد که پیشینه استعمال کلمه تات در ایران به اندازه تاریخ ورود ترکان به این سامان از عصر غزنویان و سلجوقیان به بعد می باشد و اصطلاحی است که با آن ایرانیان را نامیدند.
علی عبدلی که از جمله پژوهشگران کوشا در زمینه تاتها می باشد به صورت خلاصه این کلمه و نحوه پیدایش آن را چنین بیان می دارد:
« در آغاز اطلاق نام تات بر ایرانیان محدودیتی نداشت . آن زمان فارس و آذری و کرد و گیل و مشهدی از نظر تاتاران همه ایرانی و بیگانه بودند . اما نام تات فقط بر آن بخش از جامعه ایرانی باقی ماند که نه تنهااز لحاظ سیاسی زیر سلطه ترکان قرار گرفتند بلکه ناگزیر به آمیزش و همزیستی با دسته های انبوهی از آنان در محدوده اجتماع و دیار خود شدند. از این رو اطلس پراکندگی اجتماعات موسوم به تات را نمودار حوزه اسکان و سلطه تاتاران در ایران نیز میتوان به شمار آورد. در این حوزه که گفتیم از مرزهای شمال شرقی تا شمال غربی ایران بزرگ به استثناء حاشیه نفوذ ناپذیر دریای خزر امتداد داشت, اقوام و طوایف متعددی زندگی می کردند که به لهجه ها و گویشهای ویژه خود سخن می گفتند و از لحاظ فرهنگی و اوضاع اجتماعی هر ناحیه ای ویژگی خود را داشت.»(۱۷)
امروزه نیز اگر محل سکونت تاتها را در روی نقشه مشخص نماییم کاملاً با مسیر ورود و اسکان ترکان از دوران غزنوی و سلجوقی به بعد تطابق دارد ؛ پس، می توان تاتها را یادگاران بومیان این سرزمینها پیش از مهاجرت ترکان دانست که در طول قرون متمادی زبان و فرهنگ خود را تا حدود زیادی حفظ نموده و از این بابت حق بزرگی برگردن هویت ایرانی دارند.

زبان تاتی:
با دقت در آخرین مطالب بیان شده می توان راز تفاوت در گویش های مناطق مختلف تات نشین را درک نمود و به جواب این سئوال نزدیک شد که : آیا تاتها یک قومیت خاص مشخص مثل کردها هستند و آیا تاتی یک زبان خاص مانند کردی است ؟
واقعیت آن است که تفاوت گویشهای تاتی به حدی است که در عین شباهتهای ملموس حتی ممکن است تاتی یک محل در جای دیگری از مناطق تات نشین اصلا مفهوم نباشد. مثلاً تاتهای تاکستان تاتی قفقاز را نمی فهمند؛ و این مانع از آن است که به راحتی تاتی را یک زبان واحد در نظر بگیریم مولف کتاب «مطالعاتی درباره تاریخ ، زبان و فرهنگ آذربایجان» در این باره می گوید:
«اگر بخواهیم تاتهای قزوین، طارم، دیزمار و هرزند را از لحاظ زبان شناسی مطالعه و بررسی نمائیم با دشواری ها و پیچیدگی هایی روبرو می شویم و راه به جایی نخواهیم برد. برای اینکه در ایران قوم و قبیله ای بنام «تات » وجود ندارد وهمچو لهجه ای سابقه فرهنگی نداشته و دراین فرضیه فاقد معلومات و مدارک تاریخی هستیم . آنچه امروز به نام لهجه تاتی گردآوری می شود گویش های مختلف و محلی فارسی است که ایلات ترک درگذشته با متکلمان آن تماس داشته اند.»(۱۸)

علی عبدلی نیز براین مطلب صحه نهاده و با اشاره به مسیر حرکت وسکونت ترکان می گوید:
«دراین حوزه که گفتیم از مرزهای شمال شرقی تا شمال غربی ایران بزرگ به استثناء حاشیه ی نفوذ ناپذیر دریای خزر… اقوام متعددی زندگی می کردندکه به لهجه ها و گویش های ویژه خود سخن می گفتند و از لحاظ فرهنگی و اوضاع اجتماعی هر ناحیه ویژگی خود را داشت. در ناحیه شرق ، فارسی دری که مورد توجه ویژه ساسانیان بود زبانهای بومی مانند سغدی و شغنائی و خوارزمی را از واپسین سنگرهای حیاتشان بیرون می راند . در نواحی شمال و شمال غرب ، شاخه های متعدد زبان موسوم به پهله و پهلوانیک ، رنگ و بوی دوران دیرین خود را از دست داده وروند آمیزش با پارسی عامه و پارسی دری را طی می کرد ، که البته در آن حال همه آن شاخه ها نام واحدی نداشتند بلکه هریک موسوم به نام قوم یا منطقه ای خاص بودند. وقتی که تاتاران دسته دسته از راه می رسیدند و در هر جا رحل اقامت می افکندند و درفش حکومتی برمی افراشتند دیگر دولت مرکزی مقتدری مانند پارسیان و پارتیان وجود نداشت که به جماعات پراکنده هویت ملی واحد بدهد تا لهجه ها و گویش هایشان تحت نام مشترکی در برابر زبان مهاجمان قرار گیرد. از این رو کلمه تاتی به مثابه نامی مشترک برای همه آن لهجه ها و گویش های ایرانی، بی هیچ مشکلی جایگزین شدو مصطلح گردید. »(۱۹)
پس به صورت خلاصه می توان گفت که تاتی یک زبان واحد نیست بلکه تاتی های مختلف یادگارهای زبانها و گویش های قدیمی ایرانی می باشند که تا آمدن ترکان به نوعی حیات داشته اند و پس از ورود و سکونت ترکان نتوانسته اند به صورت گسترده و در تمامی حوزه سرزمین خود به حیات خود ادامه دهند و در یک عکس العمل انقباضی نسبت به حضور و گسترش زبان میهمان یعنی ترکی در جزیره های محدود جغرافیایی و زبانی تا به امروز زنده مانده اند والبته چون این گویش ها خود شاخه هایی از زبان ایرانی باستان بوده اند بنابراین امروزه تاتی های مختلف در عین اینکه تفاوتهای فراوان داردند، شباهتهای زیادی نیز دارند تا جایی که دیگران همه آنها را با یک نام یعنی «تاتی» می خوانند.
با بیان این مطلب جا دارد که درمورد ریشه تاتی های موجود غور بیشتری گردد و این سخن کلی که تاتی های مربوط و باقیمانده زبانهای ایرانی باستان می باشند بیشتر شرح داده شود.
نظرات بسیاری در مورد ریشه «تاتی» داده شده است ؛ برخی به شباهتهای تاتی با اوستایی اشاره داشته اند ؛ بعضی آن را همان تالشی و یا شکل تغییر یافته آن دانسته اند ؛ عده ای نیز کوشیده اند به شباهتها و پیوندهای تاتی با پهلوی اشاره داشته باشند؛برخی نیز تاتی را به همراه تالشی و مازندرانی و گیلکی‏، بازمانده های زبان مادی کهن دانسته اند
دیا کونوف در این باره می گوید :
«در زمان حاضر هم تاتها و تالشان و گلیک ها و مازندرانی ها به لهجه هایی سخن می گویند که خود بقایای زبان هند و اروپائی می باشد که در آغاز زبان ماد شرقی بوده است. امتیاز ویژه این لهجه ها کهنگی و مهجوری ترکیب اصوات می باشد که با زبان پارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مناسبت دارد. »(۲۰)
مادی بودن ریشه تاتی را کسان دیگری چون عباس طاهری در مقاله «بررسی گویش تاتی تاکستان»(۲۱) ، احسان ار شاطر در دانشنامه اسلام و ایران ، اسدالله رحمانی در مقاله «راهکارهای حفظ زبان تاتی»(۲۲) و ابراهیم جهان بخش در مقاله « ساختار دستوری تاتی»(۲۳) و … بیان داشته اند.
تعداد زیادی نیز تاتی را باقیمانده مستقیم زبان آذری می دانند.
اما به نظر می رسد که عدم توجه به مطلبی که قبل از بیان این نظریات بدان رسیدیم‏، یعنی واحد نبودن زبان تاتی و بالطبع واحد نبودن ریشه های آنها، باعث چنین تشتّت آرایی شده است.
با قبول مطلب ذکر شده، منطقی است که در برابر سئوال از ریشه تاتی، ابتدا مشخص نماییم که تاتی کدام منطقه مورد نظر است و آنگاه به ریشه یابی آن بپردازیم که خود این مساله مورد غفلت واقع شده و کار زبان شناختی علمی گسترده برای تاتی های مختلف، که یادگارهای گذشته این مرز و بوم می باشند، و بالاخص آنهایی که دورتر از مرکز تجمع تاتهای امروزی هستند و گویشوران کمتری دارند و بالطبع درخطر زوال بیشتری قرار دارند‏، صورت نپذیرفته است و به نظر می رسد که یکی از حوزه های ارزشمند و ضروری برای مطالعه و پژوهش ایران شناسان می باشد.
با توجه به اینکه بیشتر تاتهای امروزی ایران درمناطقی زندگی می کنند که اکثراً در حوزه سرزمینی آذربایجان بزرگ – با گسترة سده های آخر پیش از اسلام و قرون اول اسلامی – قرار می گیرند ، بنابراین با تمرکز برتاتی های این مناطق می توان به صورت علمی تری به بررسی و پژوهش در ریشه آنها پرداخت.
مطالعه تاریخ آذربایجان روشن می سازد که منطقه ای که در تاریخ دوران اسلامی به این نام و گاه به الفاظی همچون آذربیجان و آذرابادگان و آذربایگان خوانده شده( دقت شود که منظور از آذربایجان صرفاً استانهای آذربایجان شرقی وغربی امروزی نیست بلکه آذربایجان منطقه ای شامل این دو استان فعلی و اردبیل و قسمتی از کردستان و همدان و قزوین بوده است.) در گذشته باستانی خود صاحب عنوان «مادآتورپاتکان» یا «ماد خرد» بوده است ؛ به این معنی که سرزمین حکومت مادها در حکومتهای هخامنشی و بعداز آنها، به دو قسمت ماد خرد (همان آذربایجان) و ماد بزرگ شامل سرزمینهای حاشیه رشته کوه زاگرس و بعضی نواحی دیگر چون ری وحتی مناطق نزدیک اصفهان ، تقسیم می شدهو ماد بزرگ در گذر زمان در داخل مناطق دیگر مستحیل گشته بوده ولی ماد آتورپاتکان هویت نیمه مستقل خود را حفظ نموده و حتی پس از هجوم اسکندر با تدبیر حاکم خویش به نام آتورپات (آذرباد= نگهبان آتش ) از هجوم وحشیانه سپاهیان اسکندر در امان مانده و در طی حکومت پارتها وسپس ساسانیان به مثابه سرزمین مقدس همواره جزو مهمترین مناطق ایران به شمار می آمده است.
طبیعی است که با چنین روند تاریخی زبان این منطقه را نیز در طول آن قرون مورد بحث، مادی بدانیم که البته در اثر تاثیرات پهلوی اشکانی و سپس پهلوی سامانی به شکلی درآمده که در متون و اسناد قرون اول اسلامی از آن به آذریه و آذری یاد شده است.
در دانشنامه ایران و اسلام آمده است
«تردیدی نیست که زبان آذری جز دنباله زبان مادی نمی توانسته باشد چه آذربایجان و جبال مسکن قوم ماد بوده و هیچ دلیل تاریخی وجود ندارد که پیش از غلبه ترکی زبان دیگری جانشین زبان مادی در آذربایجان شده باشد، جزآنکه می توان تصور کرد که زبان اشکانی و سپس فارسی به نوبت در مراکز عمده آذربایجان تاحدی رواج گرفته وبرخی اثرها در آذری به جا گذاشته باشد. »(۲۴)
بنابراین می توان این مطلب را پذیرفت که پیش از آمدن ترکان زبان مردم آذربایجان یکی از شاخه های کهن زبانهای ایرانی بوده که با آمدن ترکان در طول چند قرن جای خود را به ترکی داده و خود فقط در مناطقی بسیار محدود و به شکل جزیره ای به حیات خود ادامه داده است. و این حادثه را می توان معلول مهاجرتها و تصرفات و حکومتهایی از دوران غزنویان تا سلجوقیان و آنگاه حکومتهای ترک آی قویونلو و قراتویونلو و صنوی دانست که آذربایجان مرکز قدرت آنان بوده است.
احمد کسروی از جمله باورمندان به این مساله است و می نویسد :
«آذری به یکبار از آذربایجان ناپدید نگشته است و هنوز در چند جا، میان خود بومیان به آن زبان سخن گفته می شود و آنچه ما می دانیم یکی ازآن جاها هرزند و گلین قیه از پیرامون مرند[ دراین تاریخ متاسفانه زبان مردم گلین قیه ترکی شده اند ] و دیگری زنوزوسوم حسنو درقره داغ و چهارم خلخال است. چنانکه شنیده ایم در لیقوان و پیرامون آن نیز تا شصت هفتاد سال پیش آن را می شناخته و در پاره ای از خاندانها گفتگو می شده ولی پس ناپدید گردیده. »(۲۵)
در دانشنامه ایران و اسلام نیز ضمن تایید این نظر، به صراحت تاتی به عنوان همان باقیمانده زبان آذری معرفی می گردد:
«با وجود تضعیف روز افزون زبان ایرانی آذربایجان از زمان حمله مغول ، گویش های این زبان به کلی از میان نرفته بلکه هنوز در نقاط مختلف آذربایجان و نواحی اطراف آن به طور پراکنده و غالباً به نام تاتی به آنها سخن می گویند. »(۲۶)

جمع بندی:
برای جمع بندی بحث سوالات مطرح شده در ابتدای مطلب را دوباره مرور می کنیم
تاتها چه کسانی هستند و در کجاها ساکن می باشند و تعدادشان چند نفر است؟
آیا مانند بعضی از قومیت ها مثل بلوچها در منطقه ای متمرکز زندگی می کنند یا گستره سکونت پراکنده دارند؟
آیا مانند کردها یک قومیت مشخص با داشتن همه شرایط آن از جمله مسائل نژادی و تاریخی و زبانی می باشند؟
آیا تاتی یک زبان یا گویش واحد است؟
تاتی چه نسبتی با زبان های باستانی ایران چون مادی و اوستایی و زبانهای ایران میانه چون پهلوی و اشکانی و ساسانی دارد؟
تاتی موجود در آذربایجان چه نسبتی با زبان آذری دارد؟
در جواب این سوالات باید گفت که آنچنان که در این پژوهش مشخص گردید ، کسانی که به نام تات خوانده می شوند در حقیقت بازمانده های اقوام ایرانی ساکن در مسیر حرکت و استقرار قبائل ترک می باشند ، که عمدتا از زمان غزنویان به بعد و بالاخص در دوره سلجوقیان و مغول وارد ایران شده و بیشتر در شمال و شمال غرب ایران ساکن گشتند ، اقوام ایرانی موجود در این محدوده در سایة قدرت یافتن زبان ترکی به علت حمایت حکومتهای ترک همچون سلاجقه و ایلخانان و آق قویونلوها و قره قویونلوها و صفویان و…به تدریج زبان خویش را به فراموشی سپرده و به زبان ترکی تکلم نمودنداما عده ای از آنان همچنان بر زبان ایرانی خویش اصرار ورزیده و به شکل جزیره های زبانی به حیات خود ادمه دادند. این عده همچنان با عنوان تات خوانده شدند که در ابتدا از سوی ترکان به همه ایرانیان فارس زبان اطلاق می شد ولی در گذر زمان و هم اکنون فقط به ساکنین همان جزیره های زبانی گفته می شود.این جزیره های سکونتی متمرکز نبوده و در گسترة ساحل غربی دریای خزر تا همدان و حتی در مسیر شرقی تا سمنان و خراسان قرار گرفته اند و ساکنان آنها یک قومیّت و نژاد خاص را تشکیل نمی دهند و حتی زبان و گویش یکسانی نیز ندارند بلکه باقیمانده اقوام متفاوت ایرانی می باشند که با مسامحه همگی به نام تات خوانده می شوند.
تذکر دوباره این مطلب ضروری است که تاریخ ایران زمین قومی به نام تات را نمی شناسد بلکه این نامی است که توسط دیگران به ایرانیان داده شده است.
زبانی که تاتها بدان تکلم می کنند نیز همچنان که بیان گردید واحد نیست و آنچنان که در متن پژوهش نیز بدان رسیدیم تاتی های مناطق مختلف در حقیقت بازمانده زبانها و گویشهای متفاوت ایرانی می باشند که در مناطق مختلف قبل از آمدن ترکان بدانها تکلم می شده است و به این علت تفاوتهایی نیز با هم دارندکه البته چون همه از زبان ایرانی باستان منشعب شده اند و مناطق تکلم آنها نیز تقریبا نزدیک هم می باشند ، شباهتهایی نیز باهم دارند.
عمدة تاتهای امروزی در حوزة سرزمین آذربایجان کهن ،که همان ماد خرد و ماد آتورپاتکان می باشد،زندگی مینمایند؛ بنابرابن با توجه به مطالب بیان شده در متن پژوهش می توان ریشة اصلی زبان آنها را مادی دانست که در طول قرون متمادی تحت تأثیر اوستایی ،که زبان مذهبی مردمان این سامان بوده، و فارسی باستان و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و فارسی دری ،که به ترتیب زبان رسمی حکومتهای هخامنشی و اشکانی و ساسانی و حکومتهای پس از اسلام بوده، در قرون اول اسلامی به شکل زبان آذری نمود داشته و پس از آن با هجوم و مهاجرت ترکان میدان را برای رقیب واگذار کرده و خود در شکل جزیره های زبانی در بعضی از روستاها و بخشها به حیات خود ادامه داده است که با کمال تأسف روز بهروز ازتعداد گویشوران به آخرین شکل آن یعنی تاتی کاسته شده و تعداد بیشتری از تاتها ترک زبان می شوند.
(والسلام)
پی نوشت ———————————————————–
۱) فرهنگ . مازیار ، «تاتهای قفقاز»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،صص۳۲۱-۳۲۲
۲) همان ،ص ۳۲۴
۳) حاجی یوف . مقصود ، «جامعه و زبان تاتهای جمهوری آذربایجان»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،ص۵
۴) عبدلی.علی،فرهنگ تطبیقی تالشی – تاتی- آذری،تهران،شرکت سهامی انتشار،۱۳۸۰،ص۱۶
۵) مرتضوی. منوچهر، زبان دیرین آذربایجان،تهران،بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی،۱۳۸۴،ص۱۱۰
۶) مجاوری کلور . محسن ، «معرفی کلور از جهات مختلف»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،ص۱۰۵
۷) عبدلی،همان،ص۱۶
۸) طاهری .عباس ، «بررسی گویش تاتی تاکستان»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،صص۱۴۸ -۱۴۹
۹) رحمانی . مجید ، «وضعیت کنونی زبان تاتی در تاکستان و برخی از مناطق اطراف»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،ص۱۷۷
۱۰) پورمحمدی املشی . نصرالله ، «بررسی تاریخی معنا و کاربرد واژه تات»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،ص۱۵۳-۱۵۴
۱۱) عبدلی ،همان،ص۱۷
۱۲) منصوری. فیروز،مطالعاتی درباره تاریخ،زبان و فرهنگ آذربایجان،تهران،موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران،۱۳۷۹،ص۲۳۲
۱۳) همان،ص۲۳۵
۱۴) همان،ص۲۵۲
۱۵) همان،ص۱۵۶
۱۶) همان،ص۲۵۳
۱۷) عبدلی . علی ، «نگاهی به هویت و زبان تاتی»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،ص۱۳۴
۱۸) منصوری ،همان،ص۲۶۷
۱۹) عبدلی ،همان،ص۱۳۶
۲۰) عبدلی.علی،فرهنگ تطبیقی تالشی – تاتی- آذری،تهران،شرکت سهامی انتشار،۱۳۸۰،ص۲۹
۲۱) طاهری ،همان،ص۱۴۹
۲۲) رحمانی . اسدالله ، «راهکارهای حفظ زبان تاتی»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،ص۲۱۷
۲۳) جهان بخشی . ابراهیم ، «ساختار دستوری تاتی»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی ، تاکستان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان ، ۱۳۸۷،ص۳۳۷
۲۴) عبدلی ،همان،ص۲۷
۲۵) عبدلی. علی،مطالبی در زمینه تاریخ،فرهنگ و جامعه تاتها و تالشان،تهران،ققنوس،۱۳۶۹،ص۱۷۹
یارشاطر. احسان،دانشنامه ایران و اسلام،ج۱،تهران،بنگاه ترجمه و نشر
منبع www.fakouhi.com

ضرب‌المثل‌ قدیمی‌ «باش‌ سیز بورک‌ اولمز ، تات‌ سیز تورک‌» را شنیده‌ایم‌. به‌ راستی‌ این‌ دو چه‌رابطه‌ای‌ باهم‌ دارند. رابطه‌ ترک‌ و تات‌ به‌ چه‌ زمانی‌ می‌رسد وچرا مانند کلاه‌ و سر لازم‌ و ملزوم‌ یکدیگر خوانده‌ شده‌اند؟.
اگر ترکان‌، قوم‌ و ملت‌ مشهوری‌ هستند که‌ اکنون‌ دربخشی‌ از آسیا پراکنده‌اند، تاتها کیستند که‌ نامشان‌ همه‌ جاهمراه‌ ترک‌ است‌ و سایه‌ به‌ سایه‌ ی‌ نام‌ ترک‌ وارد اسناد ومنابع‌ تاریخ‌ ایران‌ شده‌ است‌؟ آیا در زمانهای‌ کهن‌، هنگامی‌که‌ هنوز ترکان‌ در سرزمین‌ اجدادی‌ خود واقع‌ در دامنه‌های‌جنوبی‌ رشته‌ کوههای‌ آلتای‌ به‌ سر می‌بردند با تات‌ آشنابودند و یا در زمانهای‌ بعد که‌ دامنه‌ تهاجم‌ و مهاجرتهای‌خود را به‌ سوی‌ غرب‌ و خاک‌ ایران‌ گسترش‌ دادند، با مردمی‌که‌ «تات‌» نامیده‌ می‌شدند، ارتباط‌ برقرار کردند و مانند کلاه‌و سر لازم‌ و ملزوم‌ همدیگر شدند .
بنا به‌ برخی‌ روایات‌ اگر تات‌ نامی‌ است‌ که‌ ترکان‌ بر ایرانی‌زبانان‌ نهاده‌اند، پس‌ چرا اهالی‌ افغانستان‌ و تاجیکستان‌کنونی‌ که‌ از دیر باز همسایه‌ ترکان‌ بودند، تات‌ خوانده‌نشده‌اند. آیا واقعا” تات‌ و تاجیک‌ و تازیک‌ برساخته‌ از یک‌ماده‌ لغوی‌ و دارای‌ یک‌ معنی‌ هستند ؟
و دهها پرسش‌ دیگر که‌سعی خواهد شد برای‌ آن‌ ها پاسخی مستند و علمی پیدا شود.
مقدمه کتاب در دست انتشار ” تات های ایران و قفقاز ” تالیف علی عبدلی