ایل منگور و جهاد با مرتدین

زمانی ملا خلیل رحمه الله علیه در برابر مسئله کشف حجاب و تحمیل لباس اروپایی از جانب رضاخان شیعه مذهب ایستاد و همان موقف را نیز در برابر کشف حجابی که قاضی مرتد می خواست تحت عنوان لباس بین المللی (همان کار رضا شاه را به درخواست کمونیست های شوروی جهت حذف لباس و پوشش اسلامی مردم) بر جامعه تحمیل کند، گرفت. بدین ترتیب ملا خلیل در برابر دو دشمن نیرومند قرار گرفته بود یکی حاکمی شیعه مذهب که نفوذ چندانی بر مردم محلی اهل سنت نداشت و کاری به مذهب و عادات رایج مردم نداشت و دیگری خائن مرتدی که از درون همان مردم برخاسته بود و به پیشنهاد روس های کمونیست قصد انهدام دین، فرهنگ، آبرو ، ناموس و هستی کردها را با جایگزینی «مرامنامه ی سوسیالیستی» تدوین شده از جانب کمونیست ها را داشت.

در این جا بود که در برابر یک فاسد خارجی و افسدی داخلی ، در برابر دشمن دور و دشمن نزدیک، در برابر یک مدعی شیعه و یک مرتد قرار گرفت به همین دلیل به اجتهاد خودش ضمن مبارزه تبلیغی با کشف حجاب رضاخانی فتوای جهاد و مبارزات مسلحانه را علیه قاضی مرتد صادر کرد. ابتدا با ذکر دلایل شرعی دلایل مرتد شدن قاضی مرتد را اعلام نمود و سپس وظیفه ی هر مسلمان مبارزی را در این مورد مشخص کرد.

قبایل اطراف هر کدام به نسبت قدرت و توانایی نظامی خود اعلام موضع کردند. چون قبایل و ایلات معمولاً مسلح بودند اما در برابر مزدوران اجیر شده ی قاضی مرتد که مزدوران بارزانی از عراق را هم به اضافه نیروهای روس را شامل می شد هر قبیله ای به تنهایی نمی توانست مقاومت کند و رهبر و نیرویی هم نبو که این ها را با هم جمع کند به همین دلیل تنها قبیله ای که از همان اوایل یکپارچه و صریحاً موضع اسلامی خود را در برابر مرتدین به رهبری قاضی مرتد اعلام نمودند و عده ای از قبایل هم منتظر ماندند تا این که نیروهای فاسد حکومت مرکزی فرا رسیدند و جهت انهدام این افسد داخلی فوراً به آن پیوستند. اما دیدیم که مزدوران و کارگران قاضی مرتد وقتی که دیدند صاحب کار پولی ندارد و تکه استخوان آن ها هم قطع شده زوزه کشان اطراف قاضی مرتد را رها کرده و عده ای دوباره به مزدوری حکومت مرکزی پرداختند و عده ای به شوروی رفته و آن جا مزدوری کردند و عده ای هم که تنها مانده بودند نصیب شکارچی تهران گشتند.

در هر صورت در شمال مهاباد فتوای ملا خلیل عامل کارساز بود و در جنوب مهاباد فتوای امام جمعه ناظم الاسلام و دیگر علمای آن دیار سد محکمی در برابر نفوذ مرتدین و رانده شدن شان به درک محسوب می گردد. خداوند ملا خلیل و تمام علمای مبارز دلسوزی که در اوج تنهایی و بی کسی با جسارت تمام در برابر همه ی شیاطین انس و جن جهت حفظ دین خدا مقاومت می کنند در سایه ی لطف خود قرار دهد.

سرلشکر امین در مورد گسترش نفوذ اندیشه ها و فتوای شرعی ملا خلیل در مورد کشف حجاب رضا خانی می نویسد: « در ۷ دی ماه ۱۳۰۷ در منگور منطقه ساوجبلاغ جزو آذربایجان دفعته قضیه ملا خلیل پیش آمد. چون جنبه مذهبی داشت با یک سرعت فوق العاده به منطقه کردستان به خصوص بانه داشت تأثیر می کرد. امر شد که قوای بانه را به طور موقتی به تحت اختیار لشکر شمال غرب واگذار نمایم سریعاً، به موقع اجرا گذاشته شد… ».[۱]

مبارزه ایل منگور از همان زمان تا الان علیه مرتدین وجود دارد. این ایل در عین حفظ و صیانت عقیده ی اهل سنت خود در گذشته با احتیاط تمام با حکومت مرکزی تهران که متحد آن ها در جنگ با مرتدین به شمار می رفت برخورد می کردند هر چند که امروزه این ایل علاوه بر اتحاد با حکومت مرکزی و جنگ با مرتدین از نظر عقاید چیزی اند هم چون سایر مسلمانان اهل سنت و وجه تمایز گذشته را ندارند و در مردم حل شده اند.

ایل منگور در اوایل انقلاب ۵۷ نیز دشمن سر سخت مرتدین به شمار می رفت به گونه ای که حزب مرتد دمکرات با درک سابقه ی مبارزاتی این ایل در صدد خلع سلاح آن بر آمد به همین دلیل ابتدا به رهبران آن ها اخطار می کند اما زمانی که آن ها با خواسته ی حزب مرتد دمکرات مخالفت می کنند مورد حمله ی مرتدین قرار می گیرند و تعدادی نیز کشته می شوند. چون ایلات و عشایر مرزنشین – هم چنان که گفته شد- از گذشته های دور و حتی در دوره پهلوی در جهت دفاع از خود و در پاره ای موارد دفاع از مهاجمین خارجی همواره مسلح بوده و اسلحه به عنوان یکی از لوازم زندگی مردم و به خصوص ایل جایگاهی یافته بود. در چشم انداز ایران می خوانیم: سئوال این جاست که طبق کدام موازین حقوقی و قانونی اعضای حزب دمکرات حق حمل اسلحه سبک و نیمه سنگین و حتی سنگین را داشتند اما اعضای ایل منگور فاقد این حق بودند؟ و باز ، طبقکدام موازین حقوقی حزب دمکرات حق داشت تا ایل را خلع سلاح نماید؟ به سخن دیگر اگر داشتن سلاح خطرناک و ممنوع است چرا فقط برای ایل منگور؟ اگر چون حزب خود را مسئول امنیت منطقه می داند پس نباید مسلح باشد. لابد چون با این استدلال حکومت مسئول امنیت کشور است حزب هم نباید مسلح می بود.[۲]   

در هر صورت الان می بینیم که ادامه ی جهاد ایل منگور علیه مرتدین سراسر کردستان و هورامان را فرا گرفته و حتی مرزها را نیز شکسته و در قلب هورامان اشغال شده توسط کردهای مرتد عراق هم جای گرفته و به امید خدا می رود که تبدیل به جنبشی فراگیر علیه مرتدین سراسر سرزمین های مسلمان نشین تبدیل شود. به قول رسول الله صلی الله علیه و سلم ، شعله های جهاد تا روز قیامت خاموش نخواهند شد هر چند پرچم این شعله ی روشنی بخش دست به دست گردد و در هر زمانی علمدار آن عوض شود اما مهم این است که تا روز قیامت گرما بخشی و نورانیت آن دل ستمدیدگان را از تاریکی جور و ستم ظالمان روشنایی خواهد بخشید. به امید آن که ما هم اشعه ای از این خورشید حیات بخش جهاد علیه کفار و مرتدین باشیم و خداوند ما را هم جزو شهدای خود بپذیرد.

 

 

 

 

ولله الحمد والمنه

و الله اکبر

ابوسلیمان هورامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[۱] . تیمور زاده ، وحشت در سقز ، شیراز ۱۳۸۰ صفحه ۱۱۳

[۲] . چشم انداز ایران ، کردستان ۲ صفحه ۱۵۴