تاریخ وپیام ساکنان هورامان ومسئولیت ما

هورامان کنونی وتاریخی که سرزمین هورامان را توضیح می دهد ، همچون سایر مناطق ایران زمین وجهان ، جدید ترین محصولی است که معرف هزاران سال جذب وهضم اقوام جدید ،اندیشه ها وادیان نوین در این سرزمین تاریخی می باشد وهیچ آغازی برای تاریخ سرزمین هورامان وجود ندارد.
مردمانی که در این گوشه از جهان زندگی می کنند ثمره ی ترکیب تمامی این دگرگونی های اقوام وعقاید پراکنده وگوناگون اند. ومی توان هورامیهای جدید را وارثان تمام اقوام ، نژاد ها وعقاید گذشته دانست وهرگز نمی توان آنها را به یکی از آنها محصور ومحدود نمود. هرچند از لحاظ زبانی به گروه زبانی پهلوی متعلق است اما از لحاظ نژادی محصول ترکیب تمام اقوام ساکن در هورامان است . مردمانی چون
،گوتی ،کاسی ،آشوری، سلوکی، سورن ،اشکانی، مسیحیان یعقوبی، مهاجرین یهودی ، لولوبی ها، افغانیها (بید رواس)،سوری ها، شامی ها، عربها،لرهاو…
یافته های باستان شناسی لولوبی ها وهوریان ،آشوریها ، پارتها ، سلوکیهاوتاریخ مکتوب بعد از اسلام وواقعیت موجود مردم به مستند سازی این واقعیت کمک می کنند.
در حدود ۴۰۰۰ سال که اولین مهاجرین آریائی به این مناطق کوچیدند .
هوریها ، گوتیها ، لولوبی ها و… همچنان به صورت مردمانی عادی به زندگی خود ادامه دادند واین تازه آریائیها حکومتهای پادشاهی :
۱-میتتانی Mittani
2-کاسی Kassi
3-هیتی Hitti
را بوجود آوردند . در حدود ۳۰۰۰ سال پیش، سیل دوم این مهاجرین به طرف منطقه باعث هضم وتبدیل شدن مردمان بومی به مردمانی آریائی گردید.
میراث ساکنان بومی نه تنها نابود نگردید بلکه با وجود آنکه از نظرزبانی ونژادی در ملل غالب هضم شدند در مسیرتکاملش به نسلهای بعدی انتقال گردید واتحادیه ی مادها Medes ، سکاها وساگارتها و… را باعث گردید.
پس از روی کار آمدن حکومت های پس از اسکندر مقدونی که به سلوکی ها شناخته شده اند، فرهنگ هلنی وزبان رومی تاثیرات خود را در منطقه بر جای گذاشت که می توان به مجسمه هرکول وقباله های هورامان ونامهای رومی که هنوز هم بر بسیاری از روستا ها و اماکن باقی مانده اشاره کرد.
به دنبال فرو ریختن حکومت سلوکی ها وروی کار آمدن پارت ها وفرهنگ پهلوی آنها بر منطقه وکوچیدن اقوام اشکانی سورن و…. در منطقه فرهنگ وزبان پهلوی عنصر غالب گردید که در مدت ۵۰۰ سال حکومت پارتها این امر درکل ایران زمین تثبیت گردید، ودر زمان حکومت ساسانیان نیز به همین
شیوه در قالب پهلوی ساسانی به حیات خود تا حضور مسلمین در منطقه ادامه داد.
به دلیل وجود کتابت در میان هورامیها واینکه زبان آنها زبان دینی منطقه (اعم از مسلمان وغیرمسلمان یارسان و…. ) از خلیج فارس تا دریاچه وان گشته بود (شرفنامه بتلیسی ) زبان هورامی پهلوی تشعشع واثر بخشی خود را به حوضه های اطراف خود نیز حفظ کرد وباعث گردید که این گویش پهلوی تا اکنون به حیات خود ادامه دهد . هر چند که در ساختار زبانی آن لغات عربی و… نیز می توان یافت ،اما در هر حال توانست با پشتوانه ی مذهبی وقدرت دینی مستحکم به حیات خود ادامه دهد . یعنی در واقع عامل دین بزرگترین حافظ هورامی پهلوی می باشد.
همین عامل دین باعث گردید دو گروه وجریان به طرف منطقه سرازیرگردند .اول طرفداران دین اسلام در مناطق مختلف هورامان ،ویا مخالفین اسلام وپیروان عقاید باستانی ایران در هورامان جنوبی در میان یارسانیان که سرانجام ودیگر کتب این فرقه موءید آن است .اغلب این هجرتها به خاطر شرایط جغرافیائی وطبیعی منطقه وعدم دسترسی آسان حکام به این مناطق در امر مهاجر پذیری کمک می رساند.
با این توضیحات ساده وتاریخ سینه به سینه ساکنان هورامان ،می توان به راحتی منشاء بسیاری از طوایف موجود در هورامان را در سرزمین های خارج از هورامان یافت، وبا گذر این همه سال وتغییر وتحولا تی که از لحاظ نژادی ، زبانی و عقیدتی برای ساکنان
این مرزوبوم در آمده نتیجه گرفت که هورامیهای کنونی ثمره ی تکامل وهضم تمامی ساکنان موجود در آن بوده اند وهرگز نمی توان هورامیهای کنونی را به یکی از نژادهای گذشته یا عقاید گذشتگان قبل از اسلام منتصب کرد.
البته این ترکیب نژادی تنها مختص هورامان نیست بلکه کارشنان ونسب شناسان براین باورند که هیچ نژاد خالصی در دنیا وجود ندارد .
چنانچه گفته شد، در مورد هورامان ، آنچه باعث زنده ماندن آنهاباوجود کمی جمعیت تا کنون گردیده، پایبندی به عقاید دینی واصول اخلاقی دینی بوده است و وچنانچه بخواهد همچون یک هویت مستقل وشخصیتی ثابت به حیات خود ادامه دهد ، چاره ای جز پایبندی به اصول واحکام دینی ندارد .وگرنه طولی نخواهدکشید که همچون بازنده ها در ملل وفرهنگ های دیگر هضم خواهد گردید وسنت الهی تغییر پذیر نیست.
بر هر هورامی واجب است که واقع بین و عینیت گرا باشد وحق ندارد زیر بنای عقایدواندیشه هایش را برتوهمات وشک وگمان بنیان نهد. کسی که اطمینان ندارد۷-۸ قرن پیش نسل گذشته اش از کجا آمده وقبلاً دارای چه نژاد یا دین وآئینی بود ه است ، حق ندارد برای چند هزار سال گذشته بنشیند وتاریخ بنویسد ، وملت کنونی را به یکی از نژاد ها یا حتی ادیان گذشته ، منصوب کند.
گروهی به خاطر مخالفت ودشمنی با احکام اسلامی با هر شیوه ای ، وبا بهره گیری از هزاران شک وگمان ، می خواهندتاریخ،فرهنگ ،ادبیات ، علمای ربانی، قهرمانان جاودان ودرکل هویت ۱۴قرن اسلامی مارا نادیده گرفته و دین زردشتی را برجسته نموده وبگویند: که ما در دوره ی اسلامی هیچی نبوده ایم وهرچه هست مربوط به تاریخ باستانی است که ما تولیدش کرده ایم و مردمان ما قبل از اسلام همگی دارای دین زردشتی بوده اند ، دقیقاً هما ن کاری که سکولارهای اروپا در عصررنسانس جهت مخالفت با مسحیت مردم را به قبل از مسحیت ویونان باستان باز گرداندند ودموکراسی آتن را برجسته نمودند.
باطرح مسائل نژادی جهت مخالف با حکومت مذهبی ایران موجود هم، با هزاران شک وگمان سراسر توهم انگیز ، سعی می کنند مردم را به عصر مادها وحتی قبل از آن سوق دهند واینها را نیز با برجسته نمودن هخامنشیان بعنوان نمیندگان فارسهای جدید و دشمنی ایندو واینکه همین فارسها باعث از میان رفتن حکومت خیالی آنها شده اند ، سعی می کنند مردما ن غرب ایران زمین را به جداشدن از ایران وایجاد کینه ودشمنی با فارسهای پهلوی سوق دهند . در حالی که خودشان هم می دانند که نقشه ومحدوده مادها شامل همین ایران فعلی است وهیچ اثری هم نه از هخامنشیان در تاریخ بشر باقی مانده ونه از زبان آنها ، واگر یک نگاه کوتاهی به کتیبه ها وآثار آن زمان بیندازیم متوجه می شویم که آنها نیز همچون دیگراقوام در ملل غالب حل وهضم شدند وپس ازآن زبان وفرهنگ پهلوی نمینده فرهنگ ایران زمین گردیده است وهم اکنون هورامیها ، تالشیها ، تاتها و…. نمایندگان دست نخورده تر همین زبان وفرهنگ اند.
ایرانیها وبخصوص ساکنان غرب ایران زمین وهورامیها، ملل مختلفی چون رومیها وسلوکیها وعربها، مغولها ، ترکها و دیگر ساکنان بومی را درخود هضم کردند وهر کدام از این اقوام ساکن ایران زمین نیز دارای عقاید ودین خاص خودشان بودند که به مرور زمان یافاتحین را مغلوب دین خودکردند (همچون مغولها) یا اینکه خود مغلوب عقیده ودین آنها شدند همچون پارتها ، ساسانیان وعربهای مسلمان . اما با این وجود همه مردم به یکسان تسلیم شدند بلکه به شهادت تاریخ عده ای پذیرفتند وعدهای هم نپذیرفتند.
در عصر ساسانیان عده ای دین زردشتی را پذیرفتند وعقاید قبل از آن یعنی دین زمان قبل از مادها ،زمان مادها، هخامنشیان ، سلوکی ها و پارتها را رها کردند وبرایش آتشکده هم ساختند ، عده ء زیادی هم آنرا نپذیرفتند وبه همان شیوه قدیم به کار خود ادامه دادند وبر خلاف زردشتیان مردگان خود را دفن نمودندو… که همین الان دین کاکه ای وایزدی ها که در عباس آباد ساکن بوده در سال ۸۸ قمری جمعیت انبوهی بودند نمونهء عینی وزنده این ادعاست در مریوان داسیران بوده که اکنون محله داسیران است ، در اطراف بیساران قلعه داسیران است و… که همگی نمایانگر عقاید داسنی در منطقه است ، یهودی های اطراف زریوار هم که مشهوربوده اند.البته اسلام هم که آمده باز عده ای پذرفتند وعده ای هم
تا بحال نپذیرفتند واین چیز طبیعی است . حتی سختگیری های ملاها ومغان رسمی زمان ساسانیان همچون کرتیر باز نتوانست مردم عادی را مجبور به پذیرش دین رسمی نماید. پس هرگونه ادعایی مبنی بر اینکه همه مردمان آن زمان هورامان ، دارای فلان عقیده یا دین بوده اند توهم وخیالی بیش نیست.
هورامان کنونی ما ثمره ی نژادها وادیان وفرهنگ های متعدد باستان است که هم اکنون لهجه ای اززبان پهلوی ایران زمین زبانش را ودین اسلام نمایندگی بیشتر از۹۸درصد مردمانش را برعهده گرفته اند. هورامان فعلی یعنی همین .
واگر کسی جهت سوق دادن مردم به سکولاریسم می خواهد دقیقاً از اروپا کپی برداری نموده وآن را بر مردم ماتحمیل نماید ، مطمئناً غیر از ظلم وخیانت ثمره ای نخواهد داشت .چون نه هورامان اروپاست ونه اسلام مثل مسیحیت است . وباید بداند که این شیوه جنگیدن بادین ومردم خودشان نه می تواند ثمره خوبی برای خودشان در بر داشته باشد ونه برای ملتشان . واین حقه کپی برداری از اروپا هم کهنه وفرسوده گشته ومردم ما هرگز به صدها سال گذشته توهم انگیز وخیالی بر نخواهد گشت . وحاضر نیستند که دین ، خدا واحکامش را با خیالات مشتی غرب زده وطرفدار دیکتاتوری سکولاریسم عوض کنند . این همان چیزیست که هم در هورامان غربی تحت اشغال امپریالیسم آمریکا ومتحدین مرتدش ثابت شده وهم در هورامان شرقی ، که بیداری اسلامی با قدرت شگفت انگیزی در حال رشد وترقی است.
ما باید با بررسی ادوار و رویدادهایی که بر گذشتگان رفته از علل پیشرفت واسباب پس رفت ونابودی آنان اطلاع کامل یافته وبا رفع واز میان برداشتن نقایص وعیب های کنونی مان در مسیر تعالی ، ترقی و عزت قرار گیریم . کسانی که همچون ساکنان غرب ایران زمین دارای گذشته ای پر افتخار وثمر بخش باشند ، قطعاً آینده ای درخشان در انتظارشان خواهد بود .
با توجه به تجربه ای که خود ما، هورامیها ، وعلی الخصوص درس خوانده های تحت تاثیر افکار سکولارهای مرتددر طی این چند سال گذشته از خودنشان داده ایم ، بصورت تجربی آموختیم که قوم وملتی که از گذشته خود بی اطلاع است، با خلاء وفقر فرهنگی که احساس می کند بصورت انسانهای دمدمی مزاج وسرگردانی در می آیند که خوراک دیگران جهت رسیدن به اهدافشان گشته وهرگز نخواهند توانست به افتخارات وجایگاه مناسبی دست یابند .همچنانکه در گذشته ای نه چندان دور احزاب سکولارهای مرتد غیر هورامی کومله ، دمکرات ،راه کارگر، پژاک، پ.ک.ک ،پارتی و… از خون، مال وناموس هورامیها جهت رسیدن به اهداف دنیوی ومادی خود بهره گرفتند ودر نهایت حداکثر کاری که برای هورامیها کردند ؛آنها را جیره خور ، کارمند ومزد بگیر خود نمودند وحتی از حداقل حقوق انسانی هر قوم وملتی ، یعنی خواندن ونوشتن به زبان مادری وآگاهی بر زبان ، فرهنگ، ادبیات ، تاریخ و… خود آنها را محروم نمودند .
چون به خوبی می دانند در صورتی که هورامیها از زبان ، فرهنگ وبخصوص تاریخ گدشته خود با خبر شوند هرگز تسلیم خیانت ها و اهداف پلید آنها نخواهند گردید ودر پی کسب هویت مستقل گذشته خود برخواهند آمد.
الان برای هورامیهای سرگردان بی خبراز تاریخ خود ؛ زبان ، ادبیات ، تاریخ ، قهرمانان،امید ها وآینده ی سکولارهای مرتد زبان ، ادبیات ، تاریخ و قهرمان امید وآرزوی آنها گشته است . دردقوم شکاک شده درد وی ، زبان قوم سوران شده زبان وی ، قهرمانان سکولار های مرتد شده اندتاریخ گدشته اش.در واقع امر توسط آنها النیه شده است ، درد آنها را درد خود می دانند واز درد واقعی خود غافل شده است . خودش سردرد دارد اما چون قوم محبوبش پا درد دارند او نیز ادعا می کند که پا درد دارد وپای خود را می بندد … این یعنی مسخ ونابودی تدریجی کامل . بله این کاملاً روشن وآزمایش شده است که ملتی که از گذشته خود بی خبر باشند در حال سرگردانی وبلا تکلیفی به سر برده وهرگز قادر نخواهد بود که مولد افتخارات وبزرگی شایان توجهی باشند .
ما هورامیها باید بار دگر به خود آئیم ودر این عصر روشنگری جلو پیشرفت وترقی ملتمان را نگیریم بلکه باید با بهره گیری از ثمرهء چند هزار ساله ساکنان این خطه افتخار آفرین فرهنگ خیز تاریخ ساز ، از تجربیات سازنده ودست آوردهای مفید آنها استفاده نموده واز عواملی که به عنوان سد وباز دارنده در طول این چند هزار سال تجربه به ما رسیده پرهیز کنیم . تنها وتنها در صورت استفاده مفید وبه جا ازدستاوردهای مفید گذشتگانمان است که می توانیم خود را عضوی از آنها وادامه دهنده بر حق سیر تکاملی ورشد منطقه وشکرگذارتجربیات ارزنده آنها با شیم .در غیر این صورت هرکس که همچون سکولار های مرتد بر خلاف امیال وآرزوهای ملت خود وبه نفع اقوام سکولار دیگر اقوام در جهت مخالف خواست ملت خود حرکت کند بدون شک خائنی بیش نیست .
ملت هورامان را دین واحکام دینی ( در طول تاریخ ادیان مختلفی داشته است) نگه داشته است وتنها دین واحکام دینی است که استعداد ها وشخصیت های واقعی وی را شکوفا ساخته وهویت واقعی اش را به وی بر میگرداند. در نتیجه هرکسی که علیه اجرایی شدن احکام صحیح دینی در منطقه اقدام به همکاری با احزاب سکولاری که همگی غیرهورامی هستند نمایند ویا از روی جهل ونفهمی خود اقدام به تشکیل چنین احزابی نمایند بدون شک برضد مصالح منافع ملت خود قدم برداشته وباید فرزندانشان در آینده ننگ داشتن چنین پدران ومادرانی را تحمل کنند .
اینان صاحب فرزندانی خواهند بود که تاریخ از پدرانشان به عنوان خائنین به ملت ، دین وتاریخ یاد خواهد کرد چون ملت ما به شهادت تاریخ در گذشته قبل از نفوذ سکولار های مرتد در منطقه اینگونه وصف شده است :
‹‹ در امانت برداری وراستگویی سرآمد بودند هرچند به واسطه کمبود زراعت به همه اطراف محتاجند باز بر همه غالب بوده وهستند وکسی را یارای مقاومت ایشان وقدرت انتقام نبوده : مردم همجوار واطراف بدیشان چاپلوسی وتملق نموده حتی بزرگان ( آن دیار ) به چاپلوسیشان پرداخته وبدون دروغ وگزاف از حیث شرع وورع وفرض وسنت وجمعه وجماعت از همه ممالک بهتر ، برنا وپیر اعم از غنی وفقیر در ادای نماز وروزه بی نظیرند وهورامی اصیل از دزدی وراهزنی وحرام خوری وخلاف شرع دوری می جوید ، حرمت قرآن وعزت عالمان وشفقت با درویشان داشته در قدیم بواسطه غلبه استادان وپیشه وران ساکنین هورامان از محصول کارخانه های خارجی بی نیاز بوده اند …. در تمام هورامان یک نفر تارک الصلاة وجود ندارد صغیر وکبیر ، ذکور و اناث اغلب پنج فریضه نماز را به جماعت ادا نمایند بدون اینکه نقصانی در شروط ارکان آنها باشد… (( تاریخ هورامان))
جناب آقای مطفر بهمن سلطانی هورامی مولف تاریخ هورامان بعنوان یکی از بزرگان هورامان ما را چنین مورد خطاب قرار می دهد :
در پایان از آیندگان این بوم وبر تقاضا می نمایم که رویدادها ومشکلات را با فرهنگ واقتضای زمان از راه منطق حل نمایند تا از صدمات مکرر قدرت های خارجی که بیشتر دامنگیر مرزنشینان است ایمن گردند وبا دور نمودن و نفاق جای مناسبی باز نمایند . در سینه قلل کوههای سنگ دل هورامان که به ظاهر مملو از سبزه وگل وساز ونوای بلبل است ، هزاران تن استخوان دلیران از جان گدشته جای دارد که با خون خود لاله های قرمز وحشی را می پرورانند . در آتیه چنان سلحشورانی ظهور خواهند نمود افتخارات در برداشته اشان را به دست فراموشی نسپارید بلکه در شناسنامه سامان گران مرزی ثبت وبه صحایف تاریخ گذشته گذشتگان بیفزایید. اوراق ننوشته در انتظار است . قدم بر راهای انحرافی و نفاق شما را از کسب افتخارات باز خواهد داشت .از چاپلوسی وتملق بگریزید، ازمرگ نهراسید زیرا آنان که با خدایند از مرگ نمی هراسند و فایق بر مشکلاتند. ( تاریخ هورامان ص ۹-۳۵۸ )
این چیزیست که گذشتگان ما و نسل کنونی از روشنگران وآزادیخواهان هورامان توقعش را دارند وهر کسی که بر خلاف آن بجنبد در واقع به نفع دشمنان ملت خود کار کرده ورو سیاه درگاه خداوند ، تاریخ ، ملت وخانواده اش گشته و در دنیا و قیامت جزو زیانکاران وخسارتمندان خواهد بود. وای به حال آنکه این همه خفت وپستی را برای خود ودیگران به ارمغان می آورد.

ولله الحمد والمنه
و الله اکبر
ابوسلیمان هورامی