گوشه ای از موج گسترده فساد جنسی واخلاقی در مسئولین تلویزیون کومله

ارائه دهنده : جوانی دردمند از کردستان

تلویزیون کومله که خود را سخنگو و متعلق به اصطلاح جنبشهای کارگری و زنان ایران میداند! و داعیه مبارزه بر علیه فساد و گسترش اعتیاد در کشور و مبارزه بر علیه استفاده ابزاری از زنان را در سر میپروراند بد نیست با خود این به اصطلاح پرچمداران این مبارزه!و مسائل پشت پرده آنها نیز آشنا شوید تا بدانید اندکی از مردم که صد نفر هم نمیشوند دل به چه کسانی بسته اند امیدوارم این افراد با خواندن این مطلب بهتر با خصلتهای این آدمهای کمونیست آشنا شوند انشاالله.
..تمام معضلاتی که آنان بر علیه ش میگویند در حال مبارزه هستیم را خودشان دارند اما بررای آنها ایرادی نیست اما برای بقیه مردم ایراد است!میخواهیم با خصوصیات و کارهای درون این گروهک که بیشتر مجریان و دست اندرکاران تلویزیون کومه له را در بر میگیرد آشنا شوید و هیچگاه فریب دسیسه ها و شعارهای رنگین و دروغینی که خودشان هرگز به شعارهایی که خودشان میدهند عمل نکرده و نخواهند کرد چون اعتقادی بهش ندارند و قضاوت را به شما واگذار میکنیم که الحق خود بهترین قاضی و قضاوت کننده هستید.

نفر اولی که میخواهیم پشت پرده چهره جذابش را فاش کنیم آرزو بی کس است که از مجریان تلویزیون و گویندگان رادیو حزب کمونیست ایران میباشد و سابقه ای طولانی در این امر دارد از حدود ۱۵ سال پیش عضو کومه له میباشد در همان اوایل با فردی بنام رضا صلواتی ارتباط نامشروع برقرار کرد و مدتی هم چون از وی باردار هم شده بود با او زندگی کرد(ازدواج در این گروهک کمونیستی معنا و مفهومی ندارد نه عقد و نه خطبه ای هیچی ندارند بلکه هر کس از دیگری خوشش آمد با او رابطه نامشروع برقرار کرده و زندگی میکند والسلام)زمانی که ۴ ماهه حامله بود در کمال ناباوری با برادر شوهرش بنام بهروز رابطه نامشروع انجام میداد یعنی هم با شوهرش هم با برادر شوهرش رابطه غیر اخلاقی داشت بعداز به دنیا آمدن دخترش یک اتفاق دیگر افتاد این بار شوهرش که سر پست نگهبانی بود و نیمه های شب کمی زودتر به خانه برگشته بود زنش را دید که همراه برادرش در حال رابطه نامشروع هستند و او هم چون طبق قوانین کمونستی و کومه له حق نداشت دخالتی داشته باشد فردای آنروز از گروه جدا شد و همراه دختر کوچکش به ایران برگشت و آرزو بی کس بی اهمیت به حتی دخترش با برادر شوهرش تا ماهها به این شکل به روابط نامشروع خودش ادامه میداد بعداز برادر شوهرش این بار با کریم احمدی معروف به کریم قالاگاه اهل بوکان که مسئول و گوینده قدیمی رادیو کومه له بود و بعدها هم به توصیه ابراهیم علیزاده به عضویت کمیته مرکزی هم در امد در استودیوی ضبط برنامه ارتباط نامشروع برقرار کرد علی رغم اینکه خود کریم احمدی زن و بچه هم داشت و بعدها که زن کریم از ارتباط آرزو بی کس با کریم احمدی باخبر شده بود او هم جهت تلافی با یکی از اعضا بنام صلاح قادرمرزی ارتباط نامشروع برقرار کرد تا خیانت همسرش را به قول خودش بی جواب نگذاشته باشد .
بعد از کریم احمدی این بار با یکی از اعضایی که به تازه گی وارد گروه شده بود بنام حسن فارس ارتباط داشت . بعد از حسن فارس هم با رحمان نجات که عضو کمیته مرکزی کومه له و حزب کمونیست بود و همیشه خود را مدافع سر سخت حقوق زنان میداند روابط نامشروع در مقر کمیته مرکزی و در اتاقک مخصوص رحمان نجات برقرار کرد . سپس این بار با یکی دیگر از اعضا که ۱۰ سال از خودش کوچکتر بود بنام داوود پناه اهل بوکان رابطه نامشروع داشت . بعد مدتی مدید هم به همجنس بازی پرداخت با سیران ابراهیمی همسر اسعد رستمی و آرزو رزاقی و نشمیل فتاحی. و همگان از این موضوع مطلع بودند و سکوت میکردند!پس از آن با یوسف علی پور که در رادیو کومه له مسئول فنی بود و اهل سردشت بود رابطه نامشروع داشت و بعد از او هم با حامد سعیدی که اهل سقز بود و از همکاران خودش بود در رادیو کومه له و رایو آزادی و یکسانی. بعد از او هم مدتی با نظام صادقی هم رابطه داشت و هم زندگی کرد او هم ۱۰ سالی کوچکتر از خودش بود و اهل کامیاران بود و وقتی نظام صادقی از کارهای قبلی او باخبر شد دیگر با او ادامه نداد .
بعد از او هم با فرهاد فلاحی که مسئول آب رسانی به اردوگاه بود رابطه نامشروع داشت . سپس با هوشیار درویشی مسئول انتشارات این روابط را ادامه میداد و دهها مورد دیگر که تنها و تنها بخشی از آنان را انعکاس دادیم . ناگفته نماند آرزو بی کس پدرش در درگیری کشته شده بود و به قول خودشان خانواده شهیدشان!!! هم بود. ضمن اینکه یاد آور میشویم در این ارتباطهای نامشروع چند بار هم اقدام به سقط جنین میکند در حالیکه پدر هیچکدامشان مشخص نبوده است وی در حالی این سقط جنین ها را انجام میداده که در تلویزیون بارها خودش سقط جنین را محکوم میکرده و آن را قتل عمدی میدانسته!!!! این هم از سوابق انقلابی و کمونیستی زنی که خود را نماینده زنان مبارز ایران و سخنگوی جنبش زنان میداند!!!!
اما بشونید از دیگران
نفر بعدی= پویا محمدی مجری تلویزیون و مسئول و گوینده رادیو حزب کمونیست ایران میباشد پویا که عضوکمیته مرکزی هم میباشد و بارها از عدم برخورد خشونت آمیز با زنان سخن میگوید خود بارها و بارها بنا به گفته های زن سابقش بنام سهیلا او را با شلاق بشدت کتک میزده و او را در خانه زندانی میکرده است که بخاطر ادامه دادن به این رفتارش زنش از دست او فرار کرد و با فردی عراقی اهل سلیمانیه از عراق فرار کرد و به اروپا پناهنده شد مدتی بعد از این ماجرا دختر زنش برای عضو شدن در گروه به کومه له مراجعه کرد و در پذیرش بود که پویا که پدر ناتنی او محسوب میشد عی رغم اینکه به هیچ داوطلبی که تازه آمده باشد اجازه خارج شدن از پذیرش داده نمشود از نفوذ خود و مسئولیت خود در کمیته مرکزی استفاده کرده و با اجازه شخص ابراهیم علیزاده شبهای جمعه این دختر را به خانه اش می برده که بعدها این دختر راز بردنش توسط پویا از پذیرش به منزل را افشا کرد و اعلام کرد در این مدت با هم رابطه نامشروع داشته اند!این هم از پدر و دختر کمونیست! سپس با همکار خودش در رادیو حزب کمونیست و گوینده این رادیو ژیلا عباسی هم رابطه نامشروع داشت لازم به ذکر است این زن خودش متاهل هم بود و همسر!کاوه ساعدی بود و این موضوع را هم همه اطلاع داشتند پویا در عین حال هم انسانی مغرور خودخواه و خود پسند هم بود و مورد انزجار اکثر قریب به اتفاق اعضای گروهک بود و اصولا و شخصا اعتقادی به حقوق زنان ندارد و فقط شعار آن را سر میدهد و خودش اینگونه با زن رفتار حیوانی انجام میدهد حال این شخص با این عملکرد همیشه از حمایتهای گسترده ابراهیم علیزاده و اعضای کمیته مرکزی هم برخوردار میباشد ..
نفر بعدی پریسا امجدیان گوینده رادیو حزب کمونیست و مجری تلویزیون کومه له میباشد که باسابقه هم است پریسا امجدیان با بهزاد میرکی زندگی میکند و حال بشنوید از پریسا که همیشه بر خلاف بقیه کارهایش را در خفا انجام میدهد آنهم از ترس اینکه این موضوع به گوش خانواده اش که ساکن اربیل عراق هستند سرایت نکند و در اصل میشود گفت ضرب المثل معروفی که میگوید از آن نترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به زیر دارد در مورد وی صدق میکند پریسا در حالی که با بهزاد میرکی زندگی میکرد با یکی از اعضای قدیمی بنام حمید قدیریان رابطه نامشروع داشت آنهم در کیوسک نگهبانی اردوگاه که چندین بار پاس بخشها در حین سر کشی به نگهبانان او و حمید قدیریان را لخت در آغوش همدیگر دیده بودند که در حال اعمال خلاف عفت بودند همچنین در واحد آماده هم با راننده این واحد بنام جمیل جباری هم رابطه نامشروع داشته که او را آنجا هم دیده بودند که بجای اینکه نیمه های شب سر پست نگهبانی برود سر از خانه جمیل جباری در آورده بود اما یک روز که همسرش و بهزاد میرکی برای انجام ماموریتی چند روزی از اردوگاه خارج می شود با توصیه و سفارش همسایه شان شاهین خلیلی و زنش سیران خیری با یکی از دوستن قدیمی خارج نشینشان که عضو کومه له هم بود در اروپا بنام فریدون در ازای دریافت دلار رابطه نامشروع برقرار میکرد و حتی میخواست با او اروپا هم برود اما وقتی شوهرش بازگشت و او را با آن مرد دیده بود بسمتشان تیر اندازی کرد اما آنها فرار کردند و مخفی شدند تا اینکه سروه ناصری از راه رسید و بهزاد را خلع سلاح و خلع مسئولیت کرد!!!! و برای اینکه خبر به گوش خانواده پریسا نرسد موضوع را مخفی کردند و به زور او را به خانه بهزاد بردند.کار به اینجا ختم نشد بلکه او بهمراه شیوا توانایی زن لقمان گله داری عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست در سلیمانیه مخفیانه تن فروشی میکردند و خود را در اختیار مامورین آسایش سلیمانیه قرار میدادند تا خرج عزیمت به اروپایشان هم تامین شود! این هم خلاصه ای از زندگی پریسا امجدیان..
جلال حسن زاده زمانی که عهده دار مسئولیت آموزشگاه بود با یکی از داوطلبین ورود بنام سیران ابراهیمی مدتها در ارتباط نامشروع بود و وقتی مشخص شد سیران از او باردار شده مجبور شد برای مدتی کوتاه هم که بشه با او زندگی کنه تا ایت خبر به ایران نرسد و آبرویی که ندارند نرود.بعد هم که آبها از آسیاب افتاد سیران را وادار به سقط جنین ۴ ماهه اش کرد و به ارتباطهای نامشروع خودش با دیگر اعضای تازه وارد و قدیمی منجمله نشمیل فتاحی و آرزو بی کس و … و.. ادامه داد در این میان با افراد تازه وارد که رابطه میگرفت برای اینکه موضوع فاش نشود و به گوش مردم ایران نرسد به بهانه های واهی آنان را اخراج میکرد تا وبال گردنش نشوند.و بالاخره با توجه به بی توجهی هایش نسبت به سیران او از وی جدا شد و این هم داستان جلال که خودش را کمونیست ۲ آتیشه میداند و مدافع حقوق زنان!البته از این حلال ها در گروهک زیادند که آزادی زن را صرفا در ارتباطهای جنسی و بزاری از زن میبینند وی همیشه هم دائم الخمر میباشد و در حالت مستی سخنرانی میکند و به مخالفین سیاستهای علیزاده فحش و ناسزا میگوید و در قبال این کار از ابراهیم علیزاده و سروه ناصری مبالغی را دریافت میکند!!!!
اما نفر دیگر از مسئولین تلویزیون کومه له سروه ناصری همسر ابراهیم علیزاده میباشد البته بد نیست بدانید سروه ۵ کلاس بیشتر هم سواد ندارد و دارای این مسئولیتها هم میباشد چون زن علیزاده است البته بد نیست بدانید یکی از شعارهای این گروهک مبارزه با تبعیض و نابرابری میباشد حال ببینید با این مسئولیتهای سروه این نابرابری نیست؟تبعیض نیست؟ صرفا بخاطر زن علیزاده بودن این همه مسئولیت؟!!! از مسئولین اداره کننده تلویزیون کومه له عضو کمیته مرکزی کومه له عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران عضو کمیته حساس تشکیلات مخفی کشور و اسکورت شخصی علیزاده در خارج کشور حال بد نیست با سوابق این خانم بیشتر آشنا شویم
ایشان خودش از مروجین فساد و فحشای موجود در گروهک حال چه داخل اردوگاه و چه کارکنان تلویزیونش میباشد . وهمیشه به حمایت و طرفداری از این نوع روابط نامشروع و غیر اخلاقی پرداخته است و صرفا زنانی که چون خودش مشکلات اخلاقی داشتند را به تلویزیون دعوت میکرد و با دیگر زنان اندک سالم موجود در گروهک ارتباطی نداشت و علی رغم شایستگی هایی که افراد اندک سالم از خود دارند به آنها اجازه کار در تلویزیون را نمیدهد اما با افراد بدنام و مفسدی چون خودش بیشترین ارتباطات را برقرار میکند حتی اگر مشکل مادی هم داشته باشند برطرف میکند . سروه ناصری رابطه نامشروع و غیر اخلاقی را غریضه طبیعی انسان میداند و ادعا میکند هر جا این غریضه انسان را تحریک کند آزادند با هر کسی که دلشان خواست با هم رابطه برقرار کنند و اعلام میکند که هر کسی باردار شد آزاد است جنین را سقط کند!!!! البته اکثر زنانی که در گروهک هستند به شوهرانشان خیانت کرده یا فراری بوده اند یا کارشان همین فاحشه گری بوده و …و…. سروه این نوع زنان را زنان مبارز به تنگ آمده از سیاستهای ضد زن جمهوری اسلامی معرفی میکند!!!! وی خودش هم با یکی از قدیمی های کمیته مرکزی کومه له رئوف پرستار در ارتباط نامشروع است. وقتی در جایی یکی از سروه سوال میکند که چرا این زنان را که هر شب بغل یکی میخوابند را اخراج نمیکنید؟ در جواب میگوید ما به این نوع زنان احتیاج داریم چون مردهای عضومان و پیشمرگانمان باید با این زنان خودشان را سرگرم کنند و با وجود این آزادی ها و این نوع زنان دیگر مردها میلی به بازگشت به ایران و خانواده شان پیدا نخواهند کرد!!!! این هم از سروه ناصری همسر ابراهیم علیزاده و رهبرجنبش کارگری و زنان ایران!!!!
نفر بعدی ژیلا عباسی میباشد که از گویندگان رادیو حزب کمونیست ایران و مجریان تلویزیون کومه له میباشد او بخاطر روابط نامشروع گسترده ای که در سنندج داشت زبانزد خاص و عام بود و تحت تعقیب بود که از کشور گریخت و به گروهک مهتدی ملحق شد و بعلت آنکه روابط نامشروعش با همه اعضای گروهک مهتدی و بازتاب این حرکت در ایران مجبور شدند او را به بهانه ای بیرون کنند او هم ناچارا به گروهک علیزاده آمد و وقتی سروه ناصری و اعضای کمیته مرکزی از سوابق غیر اخلاقی او مطلع شدند با آغوش باز او را قبول کردند اما جالب این جاست که این زن فاسد همان شب اول ورودش به گروهک علیزاده با یک نفر بنام کاوه در مقر مهمانان که از گروهک مهتدی برایش پول آورده بود!!!تا صبح به انجام رابطه نامشروع مشغول شدند و وقتی گزارش این کار به مقامات بالاتر داده شده بود آنها گفته بودند قتل که نکرده بیرونش کنیم!!!!و بدبن ترتیب او عضو رسمی شد و با فردی بنام کاوه ساعدی زندگی کرد اما با وجود این که در آموزشگاه بود با جلال حسن زاده مسئول آموزشگاه و هاشم محمدنزاد مسئول دسته رابطه نامشروع انجام داد . و پس از انها هم با پویا محمدی که شرح حالش در قبل آمده است این روابط را ادامه میدهد تمام اینها در حالی بوده که با کاوه ساعدی زندگی هم میکند و همچنین وقتی برای اولین بار تصویر این زن فاسد و فراری از تلویزیون پخش میشود تمام مردمی که با کارهای او در سنندج و سوابق اخلاقی اش آشنایی داشتند با برنامه ما و بینندگان تلویزیون کومه له تماس میگیرند و به وجود اشخاص فاسد در این گروه اعتراض میکنند اما این گروهک همچنان از او و امثال او حمایت میکند …
در اینجا تنها به مرور وضعیت تعدادی از مسئولین و مجریان و کارکنان این تلویزیون ضد دین پرداخته شد آنهایی که خود را آزادیخواه و مبارز و مدافع حقوق زنان و کارگران میدانند!! آیا این افراد که خود شخصیتا سراسر منفی هستند و غیر قابل اصلاح هستند و باوری به ارزشهای دینی و مذهبی و اخلاقی انسان ندارند میتوانند در این گروه و در تلویزیون این گروه سخنگوی مردمی و مفسر سیاسی باشند و مردم را هدایت و ارشاد کنند؟؟!!!!! قضاوت با شما…