پس از قاضی محمد مرتد ، بازمانده اش عبدالله اوجالان، مسیلمه ی کذاب معاصر کردها

ارائه دهنده : ابوجهاد کامیارانی هورامی

در طول یک قرن اخیر کسانی پیدا شده اند که با داعیه حمایت از مردم مسلمان کرد و با پشتیبانی کشورهای بیگانه به دنبال اغراض و امیال شخصی خود بودند .در گذشته قاضی محمد مرتد به عنوان اولین پرچمدار جریان مرتدین در کردستان ، اولین حزب سکولار و سوسیال دمکرات را بوجود آورد . واز داخل همین جریان نامبارک مرتدین سکولاریست کرد تا به حال صدها حزب سکولاریست در تمام مناطق کردنشین ایران ، ترکیه ،سوریه ، عراق و…بوجود آمده اند . پس از بیداری اسلامی ، نظام سلطه به سرکردگی امریکا و اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل ،برای مهار آن ،دست به دامن کسانی شدند که در دامن خود پرورده و برای اینچنین روزهایی تربیت شده بودند . گروههای مختلف سکولاریست مرتد همانند قارچ در مناطق شمالغرب ، مخصوصاً مناطق کردنشین ایجاد شدند . گرچه هریک با رنگ و لعاب خاصی وارد میدان شده بودند . یکی سکولاریست کمونیست ، یکی دیگر سوسیال دمکرات ، یکی ناسیونال سوسیالیست و…..ولی همه آنها یک هدف مشترک را دنبال می کردند . ضربه زدن به بیداری مردمی و اسلامی که با تولدش منافع ستمگران و ظالمان به خطر انداخته بود . در این میان مناطق کردنشین به علت سیاستهای غلط رژیم های سکولاریست و طاغوتی مستعد بحران بود فلذا عوامل دست نشانده ی سکولاریست غرب با سوءاستفاده از احساسات مردم کرد و با سیاست فریبکاری موجبات سست شدن عقاید دینی و رواج بی بندوباری فرهنگی و ایجاد ناامنی و به تبع آن فقر و فساد و فحشاء و کمتر توسعه یافتگی را در این مناطق سبب شدند .
در حالیکه در طول چند سال گذشته پس از انزوای گروهگهای شرور سکولاریست شاهد رشد و شکوفایی عقیدتی اسلامی مردم و ترقی مادی شهرها و روستاهای مناطق کرد نشین بودیم اکنون گروهگی سکولاریست دیگر همانند اسلاف سکولاریست خود ولی با شعارهای عوام فریبانه ی جدید از آنطرف مرزها و با حمایت مستقیم نظام سلطه گر دیکتاتوری سکولاریسم مهاجم به رهبری آمریکا وناتو و در راستای سیاست تضعیف و کنترل بیداری اسلامی مردم مسلمان منطقه وارد مناطق مرزی غرب ایران زمین شده و به زعم خود با خوش خدمتی به اربابان استکباری می خواهند برای مدتی هر چند کوتاه در عقب گذاشتن نهضت بیداری اسلامی کردها به حیات ننگین خود ادامه دهند.

پژاک (pjak) گروهگ کوچک سکولاریست و مارکسیست التقاتی منشعب از گروه پ.ک.ک (p.k.k) تحت رهبری اوجالان از کردهای خارج نشین که تا چند وقت پیش در کاخهای کشورهای خارجی به خوشگذرانی مشغول بود و به تشخیص اربابانش زندگی اشرافی را رها کرده وارد فاز مبارزه ! شد غافل از آنکه ارباب از او بعنوان وسیله ای برای تحت فشار قرار دادن دیگر کشورها استفاده می کند و دیدیم که با هماهنگی سیا و موساد به آسانی توسط سرویس جاسوسی ترکیه دستگیر و راونه زندان شد و آمریکا به این راحتی یکی از عواملش را فدای اهداف و منافع خود کرد همانگونه که صدام و قذافی و…. را قربانی کرد.
افکار و اندیشه های اوجالان (آپو) که تلفیقی از کمونیسیم و سکورالیسم هست آپوئیسم نام گرفته است . گرچه در عقاید او چیز تازه ای وجود ندارد و تکرار شعارهای کهنه مارکس و لنین از یک طرف و افکار سکولارهای غربی در بعد دیگر هست ولی برای آشنایی با شخصیت آپو که با فریبکاری از مردم دیندار کرد برای امیال شخصی خود هزینه می کند بخشهایی از کتاب او به نام “دفاع از یک خلق ” را بررسی می کنیم .
اوجالان همانند سلمان رشدی قرآن کریم را نتیجه تجربیات شخصی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) می داند و در کل دین را بستر سازی حکومتهای ظالم می پندارد . او ظهور و قدرت گرفتن بیداری اسلامی را که امروز فرهنگ و تمدن غربی را به چالش کشیده ، جنبشهای انتحاری می نامد . او از همان کلماتی استفاده می کند که دیگر سکولاریستهای دنیا و دشمنان اسلام استفاده می کنند و اسلام را آنگونه معرفی می کند که دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین دوست دارند شناخته شود . ببینید ” اسلام رادیکال و روی آوری مجدد به قالب اسلام نیز در مقابل بزرگترین حمله جهانی کاپیتالیسم غیر از گرایشات و جنب و جوشهای انتحاری ناشی از نا امیدی و درماندگی ، معنای دیگری ندارد.” دستمایه کتاب اوجالان تخریب ادیان و از صحنه خارج کردن آن از زندگی مردم است غافل از آنکه مردم کرد ایرانی قبل از آنکه به اجبار امپریالیستهای سکولار جهانی ، ساکن در جمهوری های سکولاریستی ترکیه ، سوریه ، عراق، لبنان ، ارمنستان و… باشند ؛ مسلمانند و علاقه های مذهبی در میان مردم از هر علاقه ی دیگر ی قوی تر و مستحکمتر است .
اوجالان از کارکرد دین در جوامع اسلامی و ایجاد سد در برابر کمونیسم به شدت عصبانی است و برایش فرقی نمی کند این دین مسیحی باشد یا اسلام و یا اینکه شیعه باشد و یا سنی مهم آنست که جلوی رشد و نمو مکتب محبوب اوجالان را سد کرده و شایسته بدترین تهمتها و توهینهاست . ببینید ” دو پیامبر اخیر(محمد و عیسی ) زمینه پیدایش دولت فئودالی را فراهم کرده اند ” و ” سازشکاری طبقاتی حضرت عیسی در واقع یک انقلابی رادیکال طبقاتی می باشد ، در مسیحیت بویژه در مرحله دولتی شدن ، آریوسگرایی نماد مقاومت طبقاتی مستضعفان می باشد . همان گرایش در اسلام و هنگام تبدیل شدن مذهب سنی به دولت جریان می یابد ” .
او آسمانی بودن قرآن و رسالت الهی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وسلم) را قبول ندارد و قرآن را که صحیفه ایست برای نجات بشریت، از جهل و نادانی، بیانه ای بیش نمی پندارد . او می نویسد ” آیه ها و سنتهایی که حضرت محمد در معنای (به خدا شرک نورزید ، در کار خدا دخالت نکنید ، خدا از همه ما حساب خواهد خواست اما به کسی حساب نمی دهد) بر زبان رانده ، آگاهانه یا ناآگانه موجب گشودن راه به روی سیاست دولتهای سلطنتی ، پادشاهی و امارتی قرون وسطی شده است . قرآن از این منظر یک بیانیه (مانفست) دولت است ” ارتباط دادن قرآن به قرون وسطی ای که هنوز اسلام ظهور پیدا نکرده بود و یا نسبت دادن آیات قرآن به شخص پیامبر چقدر ابلهانه است . اگر اوجالان نگاهی کوتاه به تاریخ می انداخت اینگونه مغالطه نمی کرد .
اوجالان هنوز افکار ۴۰ سال پیش را یدک می کشد و از پوسته ی پوسیده ای که در آن محبوس است خارج نشده و چشم دیدن واقعیتها را ندارد . در حالیکه تمدن اسلامی به رشد سریع خود ادامه می دهد او باور ندارد که اسلام بتواند انقلابی جهانی را ایجاد کرده و آنرا هدایت کند . اسلام هم اکنون دنیا را متحول کرده و فرهنگها و ایسمهای ساخته دست بشر را به مبارزه طلبیده ولی این اوجالان مرتد سکولاریست چشم به مبارزان کمونیزم دوخته تا شاید جهان را از بحران هویت نجات دهد! ظاهرا هنوز ایشان خواب تشریف دارند و نمی دانند که کمونیزم با همه متعلقاتش به زباله دانی تاریخ پیوسته است . او می گوید ” اگر خاورمیانه توسط تمدن اسلام به مقاومت بپردازد غیر از سمبلیک بودن کاری از پیش نخواهد برد . اسلامیت حداکثر تولید و بهره خود را در قرن ۱۲-۸ ارائه کرده است . پسماندهای ان پوسته ای بیش نیست ” همه مسلمانان اسرائیل را رژیم غاصب می دانند که با غصب سرزمینهای اسلامی حکومت نامشروعی را تشکیل داده ولی اوجالان می گوید ” اسرائیل دارای دمکراسی استحکام یافته ای است “ آیا این تایید آشکار رژیم اشغالگر قدس نیست ؟ او گرویدن کردها به اسلام را فرو رفتن در جهالت و نادانی می داند .
بعد از خواندن کتاب (دفاع از یک خلق) یک سئوال به ذهن متبادر می شود که آیا اوجالان با این عقاید و افکار یک کرد است؟ پدرش که قبول ندارد او کرد باشد . او خطاب به پسرش می گوید ” تو قبلا کمونیست بودی ولی اکنون از کردها حمایت می کنی ، کرد بودن مسئله خطرناکی است “
زن در عقیده اوجالان موجودی است که همیشه مورد سوءاستفاده صاحبان قدرت قرار گرفته و وی حجاب اسلامی را مانعی برای رشد و تعالی زن می داند و عقیده دارد که باید زن از همه قیود و بندها آزاد گردد . بنده نمی خواهم گفته های او در باره زن را از کتابش استحصا کنم که همه اش شعاری و گزافه گویی بمنظور جذب آرای این قشر از جامعه است . او درحالی از حرمت ، آبرو ، حیثیت و عزت زن سخن می راند که دختر ۱۴ ساله از اعضای پژاک تمامی حصارهای مخوف حزبی را شکسته و خود را به خانواده اش تسلیم می کند در حالیکه از ظلمها و تعدی ها و تجاوزات و… که به زنان و دختران در پژاک روا داشته با گریه و بغض سخن می گوید و اینکه دختران عضو پژاک با آبروی از دست رفته جرات برگشتن به محیط خانواده را ندارند فلذا در محیط گناه آلودی که برایشان مهیا شده هر روز بیشتر از روز قبل غوطه ور می شوند .