هویت و جایگاه حزب سکولار – کمونیست PKK / پ.ک.ک و ارگانهای مربوطه (مخصوصا پژاک ) در میان کردها
1111
ارائه دهنده : محمد کوردستانی / ارومیه

ملتها چنانچه به وظایف اساسی و بنیادی خود جهت حفظ منافع و هویت درخورشان تلاش نکنند معمولا نابود شده و تبدیل به کود برای حاصلخیزی زمینی می گردند که ملتی غیر از آنان در ان رشد می کند . به دلایلی مختلف و کاملا مشخص ، کردستان در یک قرن اخیر به خاطر حظور سکولاریستهای خارجی و نقشه های شومشان و جنایات سکولاریستهای ترک و عرب و فارس از یک سو و خیانتهای آشکار سکولاریستهای مرتد محلی از دیگر سو ، نسلی سوخته و کودمانندی را تحویل تاریخ پرافتخار ما داده است که بر لاشه های پوسیده ی عقیدتی و تجارب زیانبار آنان ، بیداری نوپای اسلامی شکل گرفته است .

گروه ها و احزابی با ایده و افکار متفاوت در سرتاسر جهان بوده و هستند که چه بسا در آغازِ کار مبارز و آزدیخواه بوده اند اما به مرور زمان و به علت تغییرات محیطی و سیاسی و ایجاد تحولات در مدیریت و گروه رهبری یا ارتباط سازی با قدرتهای محلی، منطقه ای و حتی جهانی (از سر اجبار یا نیاز) و مهمتر از همه تداوم چندین سال مبارزه و تحقق نیافتن اهداف و ناتوانی در تئوریزه کردن این شکست و در نتیجه بروز خستگی و یأس در بدنه آنها به طور عموم، از خط مشیء و اهداف اصلی خود منحرف شده و بعد از طی چندین سال به یک گروه مافیایی، تروریستی یا مجموعه ای پاسیف مبدل گشته اند. هر کدام از مولفه های فوق اگرچه متفاوت از هم و هر کدام موضوعی جداگانه است اما تاثیرات آن در یک ساختار مشخص بسان حلقه های یک زنجیر و به صورتی به هم پیوسته بروز می نماید. لذا اهداف نخستین و و شاید خیرخواهانه ی وهله های اولِ یک گروه یا جریان دلیل و برهانی بی خدشه برای عدم انحراف این جریانات در طول سالیان نیست.
اگرچه بدواً اهداف و فعل آنها حداقل در محدوده فکری خویش مقدس و مثبت تلقی شده و به نام خدمت یا نجات گروه یا قشری خاص صورت گرفته است اما تدریجاً تنها لعاب و پوسته این اهداف را با خود حمل کرده اند تا بهانه ای باشد برای تداوم افعال و اهداف منحرف (به معنای دور شدن از اهداف اصلی) شده اشان.حزب مارکسیست لننیست PKK یا حزب کارگران کردستان با مشی مبارزات مسلحانه و چریکی را شاید یکی از آخرین بازماندگان عصر انقلابات کمونیستی قرن بیستم به شمار آورد که به دلیل فقر فرهنگی دیکتاتوری سکولاریستی حاکم بر پاره ای از کردستانات هنوز به حیات واپسین خود ادامه داده و هر روز جهت حفظ بقا ،در لباس و شکل به روز تری ، می خواهد خود را به نمایش بگذارد . PKK و ارگانهای مربوطه (پژاک خصوصاً) طبق اصول سانترالیسم دموکراتیک حاکم بر جریانات چپ کمونیستی ،دارای نوعی تقدس مابی و پرستش رهبریت به شیوه ی استالینی و کره ی شمالی بوده و از سیستم خاص این جریانات جهت پیشبرد اهداف خود سود می جویند که در زیر به تشریح آن و جایگاه آن در میان کردهای مسلمان و … می پردازیم
در ابتدای امر باید پرسید :سیستم آموزشی در PKK و ارگانهای مربوطه (پژاک خصوصاً) با احتساب این واقعیت که عصر ارتباطات و آزادی آراء و اندیشه هاست چگونه است؟
آیا پژاک امروز محصول تراوشات فکری و اهداف متفکرین و بنیانگذران نخستین این ارگان ذیربط PKK است؟
آیا پژاک بسان ارگانی از ارگانهای PKK بُرانتر و عمیقتر از مادرش (PKK) دشنه بر پیکرِ آسیب دیده ی مبارزات ناسیونالیستی کُرد در شرق کردستان نمی زند؟
رهبریت نخستین پژاک چه اهدافی داشتند و پژاک امروز با رهبریتی ناکارامد به کدام سو گام برداشته است؟ و اهداف پژاک در عمل کدام است؟
آیا پژاک به خودی خود قدرتِ اجرایی دارد؟ و قدرت اجرایی در پژاک به چه معناست؟
آیا همانگونه که اسناد می گویند PKK یکی از کانالهای ترانزیت مواد مخدر از خاورمیانه به اروپاست؟ و … ؟؟؟
اما بگذارید به پاسخگویی به یکی از چند پرسش فوق تمرکز کنیم و بدانیم آیا PKK و متعلقاتش خصوصا پژاک، افکار و آموزه هایشان در چارچوب سیستم آموزشی و عقیدتی چگونه است.
اصولاً هر سیستمی بر پایه مقدسات و اولویات عقیدتی و فکری خود خط مشیء چارچوب نظام آموزشی و پرورشی خود را طرح می کند لذا باید دانست آن اولویات PKK چیست که سیستم آموزشی را تحت پوشش قرار می دهد و متعاقب آن پژاک نیز پیرو و رهرو آن است؟
اگر همین پرسش را از هر عضو سابق و فعلی PKK و حتی شما خوانندگان بپرسیم پاسخ بی درنگ عبدالله اوجالان و آزادسازی وی می باشد. همانگونه که از شخص عبدالله اوجالان نقل می شود: ” PKK با من آغاز و به من ختم می شود”. در همین زمینه و به تعبیر برخی نویسندگان و صاحب نظران رابطه مابین اوجالان و مابقی، رابطه ای میان شیخ و دراویشی می باشد.
با احتساب یافتن امر قدسی مواد آموزشی در این گروه عبارت است از:
۱) مجموعه تحلیلات و سخنان عبدالله اوجالان در زمینه های عقیدتی ، سیاسی، تشکیلاتی، نظامی و … که وقتی در دره بقاع و سوریه سکونت داشته به صورت صوتی ضبط شده و هم اکنون بصورت کتبی در آمده و به نام تحلیلات رهبری (چوزوم له مه) مشهور است.
۲) دفاعیات اوجالان مشتمل بر ۴ کتاب که از سال ۲۰۰۰ به بعد به یکی از منابع تغذیه فکری آنها تبدیل شده است. به این ترتیب دیپلوماسی، تنظیمات و سیاستگذاری خود را بر این اساس برنامه ریزی می کنند.
۳) نامه های هفتگی عبدالله اوجالان از اِمرالی که توسط وکلایش منتشر می شود.
به غیر از این مواد تئوری شده هیچ مواد دیگری تدریس نمی شود و یا به عبارتی دیگر حق بیان نیز ندارد.
تحلیلاتی که برای کنگره و کنفراسها آماده می شود تنها از یک منبع تغذیه می کند که منابع فوق الذکر یعنی تعلیمات اوجالان در قالب کتاب و سخنرانی می باشد. به این ترتیب پدیده ها و رویدادهای سیاسی، اجتماعی و … در جهان و منطقه از دیدگاه وی نگریسته و تحلیل می شود و صحت و سقم آن ارزیابی می گردد.
آموزشها به گونه ای طراحی شده است که حتی گارد صحبت کردن را نیز دیکته می کند و چارچوب تحدید شده مباحث اجازه سخن راندن از هیچگونه رأی و ایده دیگری را نمی دهد. در عصر آزادی آراء و اندیشه ، حدود و قالبی ایدئولوژیکی طراح شده که هر فرد موظف به پیروی از آن است و می بایست از آن تخطی نکند.

پژاکه هم که شفاهاً خود را مستقل می نامد (متاکداً شوخی ای بیش نیست) تنها از یک بُعد خود را پیرو و در نتیجه هم پیمان PKK می داند و آن پیروی از عبدالله اوجالان است. یعنی مواد درسی همان مواد، قالب فکری همان قالب و امر قدسی همان امر قدسی است و نتیجتاً سوابق این ایدئولوژی مردود و شکست خورده (با استناد به از هم پاشیدن شیرازه آن و عملکرد یک دهه اخیر) به درویشِ بنده شده دیکته می کند که زندگی را فدای عبدالله اوجالان کردن افتخار آمیز، طبیعی و سوختنی تاریخی است لذا تا آزاد شدن وی و تحقق اهداف منحرفه باید جان داد.
با این سخن خامه بر کاغذ می نشانم که گویا کسانی اینگونه می اندیشند که اگر انتقاد یا تحلیلی بر اساس آمار و داده ها، روایات و تعاریف و یا استناد به اسناد شفاهی و کتبی و بدون شک موثق و تائید شده در مورد جریان و حزبی صورت بگیرد زمین و زمان به هم دوخته شده و روز قیامت فرا رسیده است اما این برداشت، ناقص و دور از استنباط عقلی بوده و نظر و دیدگاه کسانی است که با دو دست چشمان خویش بسته و در محیطی محدود خود را خفتانده اند ولی می پندارند از همه بیدارترند، آنان افکار خود را محصور و محبوس اندیشه هایی قرار داده اند که مسبب فروبستن گوش و چشم ایشان از دیدن دیگران و شنیدن افکار متفاوت و منتقد گشته است. بر این اساس اگر انتقادی بر پایه و بنیان عقل از زبان جاری شود با گلوله ای پاسخ داده می شود و زبانی جز این نزد جریانات خشونت گرا، مردم فریب و خودمحور که اسبابِ دستی بیشتر جلوه نمی کند نیست.
ضمناً طرح این موضوعات را از دیدگاه دشمن مآبانه نسنجید چون تنها بیان واقعیات و انتقاداتی است بر پایه اسناد و مدارک. با این توصیف باید گفت بر کسی پوشیده نیست هر جریان و حزب و یا حکومتی دارای نواقص و نقطه ضعف هایی است که بعضاً این نواقص اساسی و بنیادین و برخی اوقات حاشیه ای و جزئی است، لذا رفع نواقص بنیادین و ریشه ای کاریست بس دشوار اگر ناممکن نباشد چون رفع نقصانهای بنیادین یعنی اقدامی برای نیستی و نابودی و انهدام، تازه این در صورتی است که کسانی بخواهند اقدام به رفع نقصان کنند که در این مورد احتمال زیر صفر است. بر این مبنا دفاع از نواقص بنیادین دفاعی کور کورانه است خصوصاً برای مدافعان و هوادارانی که صدای دٌهًل از دور می شنودند و هنوز نمی دانند ایدئولوژی چیست، مارکسیسم کدام است و ناسیونالیسم چیست و نقاط افتراق این دو کجاست!!!
از این حیث سخن کوتاه می کنیم و بحث اصلی را پی می گیریم مضاف بر اینکه توضیح در مورد چند بُعدی بودن هر سئوال مطروحه کاری دشوار و وقت گیر است بنابراین مختصر و مفید جان کلام را در نوشتارها بیان می کنم.

لاشه های سکولاریستهای مرتد pkk_pjak


قبلا در مورد مواد درسی و چگونگی تدریس این دروس و دیکته شدن قالبهای فکری سخن راندیم. لذا این بخش به این موضوع می پردازد که PKK و پژاک (ارگان ذیربط) اصولاً یک ماهیت هستند. شاید پرداختن به این موضوع چندان مهم نباشد و بسیاری از خوانندگان از زیر و بم آن مطلع باشند اما چه بسا کسانی نیز هستند که آگاهی چندانی ندارند.
وقتی آگاهی در این موضوع به حد لزوم روشن و دقیق نباشد تصور و دیدگاه ما در مورد پژاک به ناکجا آباد ختم می شود، زیرا وقتی به این آگاهی و اطلاعات دست یافتیم و به روابط حسنه مابین PKK و دول سکولاریست منطقه منجمله ترکیه ،سوریه ، عراق و… نیز پی بردیم (همه به هم دیگر نیاز دارند در جهت هدفی مشترک» رابطه دو سویه است) به این نتیجه مهم نیز دست می یابیم که پژاک جز اهُرم و توپی برای بازی و کشتن انرژی و خواسته های جوانان مبارز و یک ارگان قاچاقچی مواد مخدر، زورگیری و … نقش دیگری ندارد.
در اسناد افشا شده ویکی لیکس به این نکته اشاره شده که پس از آشکار شدن رابطه مستقیم پژاک و PKK برای آمریکا و اینکه این دو یکی هستند آن را در لیست سیاه خود قرار داد ولی این در حالیست که اسرائیل نیازمند آن است به صورت مقطعی این ارگان را بر ضد ایران بکار گیرد اما این تفکر تنها منحصر به خود اسرائیل است و نزد PKK به مانند حزبی مارکسیست ـ لنینیست و ضد سلطه آمریکا و اسرائیل جایگاهی ندارد.
بر اساس گزارشات سالیانه ای که پلیس بین الملل در مورد جابجایی و حمل مواد مخدر و ورود آن به اروپا منتشر می کند در میابیم که بیشتر از نیمی از مخدرات وارده به این قاره از طریق ترکیه است، در یکی از همین گزارشات به این نکته اشاره شده است که بالغ بر ۱۷۸ تشکیلاتی PKK و پژاک در کار ترانزیت مواد از افغانستان تا ترکیه و از آنجا به درون خاک اروپا دست دارند و حتی این بازار سیاه را هم قبضه کرده اند، یعنی در کار مافیایی نیز دیدگاهی ایدئولوژیکی حاکم است، همانگونه که بیشتراحزاب و جریانات کُردی را نامقبول و حتی مردود و ساخته دست اجانب و … می دانند و می خواهند خود یکه تاز میدان باشند در کار بازار سیاه نیز همین گونه عمل می کنند. یعنی باید رقیب و مانعی وجود نداشته باشد. لیک پرسش این است در کشتن چند توزیع کننده و خورده فروش مواد از طرف پژاک (کومله ها و دمکرات ها بعضاً توزیع کنندگانی به هلاکت رسانده اند) و کار ترانزیت بیشتر از نیمی از مواد مخدر اروپا از طرف PKK و متعلقات آن چه سنخیت و توضیحی وجود دارد؟
در اوایل سال جاری میلادی وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا ۵ تن از سران PKK را در لیست سیاه تاجران مرگ قرار داد از جمله: دوران کالکان، آدم اوزون، جمیل باییک و رمزی کارتال. پولشوئی و راه های نامتعارف کسب در آمد اتهاماتی است که دادگاه های متعدد اروپا در مورد PKK مطرح کرده اند.
اما پولِ هنگفتی که با این تجارت بزرگ حاصل می شود کجا می رود؟ اگر واقعاً صرف مبارزه و کارهای آزادیخواهانه می شد بدون شک بازتاب افعال PKK مثل امروز نبود، این پولهای هنگفت فقط در همین چرخه بازار سیاه در گردش است و هر روز به میزان آن افزوده می شود و قسمت چشمگیری از آن هم در غارهایی در سلسله کوه های قندیل و در گونی نگهداری می شود که بعضاً به علت نم و رطوبت مقداری از آن بی استفاده شده و یا بعضاً توسط افرادی از آن کِش رفته می شود. شاید هم اینگونه نباشد، اگر اینگونه نیست جایز است برای رد این ادعاهای اثبات شده سخنی بگویند و قدری شفاف سازی کنند!!!
به گفته برخی مدافعان اعمال نامتعارف و نامشروع PKK این است که برای بقای خود به پول نیاز دارد و از سر ناگزیر به این کار روی آورده است، من نیز با این نظر موافقم اما دو نکته را نیز به آن اضافه می کنم:
I. هر حزبی به منبع مالی نیاز دارد اما این دلیل بر این نیست که برای بدست آوردن پول (بقای خود) بقای دیگری را بگیرد. اخاذی از خوانندگانی مانند ابراهیم تاتلیس و در صورت سر باز زنی از پول دادن اقدام به ترور وی. پس وقتی کار به اینجا رسید حزب به معنای کلمه از این احزاب سلب و می بایست واژه باند مافیایی به آن تعلق گیرد.
II. شاید بتوان گفت تا قبل از دستگیری اوجالان بتوان این معادله را ترسیم کرد که اعمال نامتعارف و تجارت مواد مخدر در خدمت PKK و پیشبرد آن بوده است اما در آن شکی نیست که بعد از دستگیری ایشان معادله تماماً عکس شده است و به این صورت در آمده که PKK در خدمت اعمال نامتعارف و نامشروع سران آن قرار گرفته است.
در ادامه لازم نمی دانم یک سری مباحث را تکرار کنم من جمله اینکه پژاک چرا تاسیس شد و استفاده های ابزاری PKK از این ارگان ذیربط چه بود و چیست، پژاک به راستی محصول فکری چه کسانی بود و چرا در شرایطی متولد شد که جنگ بر ضد تروریسم از جانب کشورهای غربی و بالخص آمریکا اعلام شده بود و چرا اکثریت قریب به اتفاق رهبریت این ارگان کشته شده و یا منشعب و جدا شدند ؟؟؟
زیرا این مباحث وقت زیادی می طلبد و توضیح در مورد هر یک از آنها که چند بُعد دارند دشوار است. بنابراین کاوش و سخن در این موضوع را به آینده موکول می کنیم و شاید افرادی دیگر دقیق تر و اصولی تر از نوشتار بنده در این باره بنویسند. برای همین من با استفاده از داده ها و اسنادی بسیار ساده، از منظر و زاویه ای دیگر به اثبات این امر می پردازم و مباحث نوشتاری را مختصر و مفید بیان می کنم.
زبان مکاتبه و مکالمه در PKK و پژاک:
شاید بخشی از مردم عادی بگویند زبان مکاتبه و مکالمه کُردی است و دلیلِ ایشان رسانه ها و بعضاً پخش سخنانی باشد که از سوی معدود افرادی به زبان کُردی پخش می شود، اما جواب منفی است: زبان رسمی در PKK و پژاک اش، ترکی و در حواشی آن کرمانجی مورد استفاده قرار می گیرد البته کرمانجی هم با لهجه کردستان ترکیه.
دلیل این امر ساده است همه کتابها و نوشتارها و اکثر قریب به اتفاق دروس صوتی اوجالان ترکی است و حزب هم حزبی بر علیه ترکیه است و لذا ترکی رسمیت دارد. ساختاری شبیه به ادیان دارد، خصوصاً دین دموکراسی، چون سکولاریسم و بیشتر مرجع های ثانوی به زبان انگلیسی است می باید فرد سکولار انگلیسی بخواند و انگلیسی بیاموزد و با انگلیسی سکولاریسم را درک کند. با این توصیف زبان رسمی در پژاک هم ترکی است.
برای به تصویر کشیدن و درک بهتر فرض کنید حزب دمکرات یا کومله هر کدام بیایند و ارگانهایی ذیربط برای دیگر بخش های کردستان دست و پا کنند و متعاقب آن کوادر و اعضاء همان احزاب در احزابِ تصنعی در جایگاه رهبریت منصوب شوند. و به دلیل این ادعا که احزابی برای بخش های دیگر کردستان دست و پا کرده اند فرد و افرادی از دیگر بخش های کردستان به آنها ملحق شوند. فی المثل در احزاب کومله و دمکرات به احتساب اینکه زبان رسمی در ایران فارسی است زبان رسمی مکالمه و مکاتبه در آنها نیز فارسی باشد و همین قاعده و قانون را به احزاب وارگانهای تصنعی تزریق کنند، به این معنی که زبان رسمی در احزاب تصنعی ای که برای کُردهای عراق و سوریه و ترکیه دست و پا کرده اند فارسی باشد و افراد ملحقه که کُرد کرمانج و سوران هستند و با زبان ترکی و عربی آشنایی دارند باید فارسی بیاموزند و مکالمه و مکاتبه با آن زبان را نیز بیاموزند و مضاف بر آن ضد حکومت های حاکم بر کشورشان هم باشند!!! تصورش بسیار خنده دار است؟ و مفتضح و شاید اگر چنین چیزی رخ دهد همه از خنده روده بُر شوند. اما این بازی را PKK سالیان مدیدی است دنبال می کند و افراد ساده و دارای آگاهی کم آن را طبیعی می شمارند!!!
کمپین برای زبان کُردی از جانب PKK و تصنعات آن مباحثی است که بعضاً تاکتیک گونه بر آن تاکید می کنند، اما کدام زبان؟ مگر به زبان کُردی ایمان دارند؟ اکیداً خیر، نه که ایمانی وجود ندارد بلکه آن را نیز به سخره می گیرند همانگونه که برخی مقدسات سکولاریستهای احزاب دمکرات و کومله و اتحادیه میهنی کردستان و پارت دمکرات کردستان عراق را مسخره می کنند.
برنامه و اهداف:
پژاک هم روی ریلی می گذرد که PKK ساخته، حزبی مارکسیست ـ لنینیست و تاکتیک و فریبی به نام ملی گرایی برای جذب نیرو انسانی و پول، کشتن مامورین راهنمایی و رانندگی در ایران و سربازان پادگانهای مناطق کور در ترکیه، پروژه کنفدالیزم دمکراتیک برای همه بخشهای کردستان، منبع مالی مشترک، آزادی زن و تخصیص دادن بخش یا ارگانی ویژه برای زنان و مهمتر از همه امر قدسی و خط قرمز آن یعنی اوجالان (رهبرییت مطلق). به این معنی که PKK و تصنعات آن یک رهبر واحد دارند و رهروان او آپوجی یا به عبارتی انتحاریون هستند. آن دنیای وارونه که می گویند همین است، حزبی مارکسیست ـ لنینیست بر ضد قوانین فئودالیسم اجتماعی و قوانین تبعیض آمیز سیاسی و در برخی نقاط حتی اسلامی، پا به عرصه وجود نهاده و محصول و ثمر آن تولید یک سیستم دیکتاتور و فرد محورِ رادیکال و همه دشمن پندار است و صحت و درستی تنها نزد ایشان است و سیاست ناسالم و تباهی نزد دیگران است! اما آیا دو حرکت کاملاً مجزا (با ادعای خودشان) میتواند یک رهبر داشته باشد؟ (شاید کسی بگوید حاج احمدی چه؟ اما حاج احمدی کسی نیست مگر فوش فروش و شر خری برای گرم کردن محفل ها).
ساختار رهبری:
بیشتر از نیمی از اعضاء رهبری پژاک کُرد ترکیه و معدود افرادی از کُردهای سوریه و مابقی از بچه های فریب خورده ی کُردستان ایران هستند. که این مابقی هم شاید دیگر کسی از آزاد اندیشان و صاحب نظرانش باقی نمانده اند و اگر هم باشد به دلایل فوق راه به جایی نمی برند اگر هم بتوانند نظرات و اندیشه ها و نکات قابل ملاحظه خویش را بیان کنند صد البته میتوانند راه به جایی ببرند و آن گورستان است. در پایان تنها کافیست سری به وبسایت رسمی پژاک بزنید و آمار جوانانی را نگاه کنید که مظلومانه به بیراهه مرگ فرستاده شده اند و آنجا مشاهده کنید و بدانید آیا PKK = PJAK است یا خیر؟

همانگونه که قبلا اشاره شد و به موشکافی در شیرازه و ساختار راستین PJAK پرداختیم سرانجام به این نقطه رسیدیم که PJAK ارگانیست از ارگانهای PKK و موجودیتی مجزا نداشته و دارای برنامه ای خاص نیز نیست. دسته ها و احزابی که زیرمجموعه هستند و در شرایط خاص به وجود آورده می شوند و با اعمال خشن و مسلحانه ابراز وجود می کنند دارای هیچگونه برنامه ای نیستند و اگر هم شفاهاً مدعاهای مطرح شود چیزی نیست جز عوام فریبی، زیرا عمل و نظریه همیشه نقطه تمایز و تفکیک یک پدیده را به آسانی بر ما مشخص می دارد.
در این بخش به چگونگی ارتباط احزاب سکولار کردی با PJAK می پردازیم و دلایل وجود اصطکاک و عدم ارتباطات را بررسی کرده و چرایی ارتباط های مقطعی را شرح می دهیم.
کاردستی PJAK و نقش آن
در اینجا لازم است اشاره کنیم که مدتهاست در میان احزاب سکولار کردی مفهومی به نام اصیل و بومی بودن احزاب مطرح بوده و هست، به این معنا که اگر احزابی دارای این شاخص نیستند مستقل نبوده و نیرو یا نیروهایی برای مقاصد کوتاه مدت خود آنها را ساخته و به کار می گیرند و چون هدف از ساختن به کارگیری و استفاده مکانیکی است لذا برنامه ای مشخص جز عملی کردن افعال و اعمال دیکته شده ندارند. همانگونه که عثمان جعفری یکی از بنیانگذاران PJAK و منشعب شده از این فرقه در مصاحبه با روژنامه اشاره می کند آنها خواستار افعال مسلحانه و پارتیزانی در خاک کردستان و ایران نبودند و مخالف انجام هر گونه حرکت خشونت بار بودند. او اضافه می کند که در تنظیمات و روابط دیپلماسی فیلتر و محدودیت ایجاد می کردند و حتی در مصاحبه با روزنامه چاودیر (در کردستان عراق) می افزاید: ابتکار عمل از ما سلب شده بود و بسیار سعی کردیم جنبشی مستقل و لیبرال باشیم اما بی نتیجه بود. این سخنان حاکی از تصنعی بودن PJAK دارد و با تکیه بر سخنان این عضو سابق می توان به دلایل شروع جنگ مسلحانه از سوی این فرقه در شرایط خاص آن هنگام و حضور آمریکا در منطقه پی برد. (خواندن مصاحبه های عثمان جعفری و عثمان اوجالان در مورد PJAK حاوی اطلاعات جالب و چند بعدی است که به دلیل به حاشیه نرفتن بحث اصلی از اشاره به آنها خوداری می کنم ( .
111111
همانگونه که اشاره کردم به این دلیل که هدف از بنا نهادن PJAK چیز دیگری غیر از ملی گرایی و شعارهای تو خالی و جوان فریب بود PKK مقاصد کوتاه مدتی را نیز بوسیله این شاخه اش و برای ادامه حیات دنبال کرده و می کند و به تعبیر آگاهان ،این مقاصد چیزی نیست مگر خوش خدمتی PKK به دشمنان بیداری اسامی در کردستان ایران. مقاصد و اهداف تشکیل PJAK اختصاراً عبارتند از: جذب نیروی تازه نفس از کردهای ایران با نام PJAK و انتقال به PKK، تخلیه انرژی و پتانسیل جوان در کردستان ایران، جمع آوری پول و ملزومات مورد نیاز از کردهای ایران، مسبب ملیتاریزه کردن غرب ایران، گرفتن پول در مقابل انجام افعال تروریستی، مخرب و جاسوسی (به کمک PJAK و برای جناحهایی در اسرائیل، آمریکا، انگلیس و حتی جناحهایی در ترکیه وعراق)، پیشگیری از حمله آمریکا به قندیل و جلوگیری از اتمام حیات PKK، ایجاد جو غوغاسالاری و نادیده گرفتن موج وسیع بیداری اسلامی در میان کردها و جماعتهای مسلح مجاهد آن ، یکه تازی در میدان و تحقق شعار تو خالی ای چون رسالت آزادسازی هر چهار بخش کردستان بر عهده ماست …غیره.
شعار و سخن PJAK همیشه علیه احزاب و جماعتهای اسلامگرای مجاهد و مسلح در کردستان ایران و… و حتی دیگر احزاب سکولاریست کردی بوده و به نقل از مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران گویی PJAK خود را پادشاه کردها می داند، و بر این اساس PKK و PJAK تاریخ و مواضع دیگر احزاب را در گذشته و حال همیشه زیر سوال برده و مورد بی حرمتی قرار می دهند، آزاد اندیشان را تهدید و فوش داده و همه را عمال ایران و به قولی “دوژمنانی گه ل” نام می برند. این کار گرچه یکی از راه های منفی و منفور برای نام آوری و سر زبان افتادن است اما بر دو هدف استوار است: یکی اینکه هدف از طرح این موضوعات و مواضع تند و بعضاً نیش دار و تحریک آمیز نه از جهت انتقاد بلکه اصولاً پروژه ایست که برای محقق کردن آن زاده شده اند و اصولاً نقش معاند را در برابر احزاب و جماعتهای اسلامگرای مجاهد و مسلح در کردستان ایران و… و حتی دیگر احزاب سکولاریست کُردی ایفا می کنند و در نقش سکولاریستهای شوونیست عرب ، ترک های سکولاریست نژاد پرست، بعثی های سکولاریست و ایرانیان سکولاریست متعصب و چه بسا افراطی تر از آنها تاریخ و مقدسات دیگر بخشهای کردستان را تخریب می کنند و گویا تاریخ کُرد باید با زایش آنها شروع شود. دوم اینکه تاکتیک بد نام کردن را در پیش گرفته اند و بی پروا و بدون مستند برچسب اطلاعاتی بودن، میتی بودن و اسلام سیاسی و تندرو و رادیکال و … را بر ایشان می زنند و سرانجام اینکه همه سیاه و آنها سفیدند.
PJAK و تهدید مخالفین به ترور
روشنفکران و مجاهدین احزاب مسلح کردستان و هورامانت را به بهانه های مختلف تحت عنوان جماعت انصار الاسلام ( یکی از جماعتهای موجود در کردستان ) را بدون آنکه اعتقادی به مبارزات مسلحانه در وضع موجود در کردستان ایران داشته باشند را به همراه جمعی دیگر از گروههای سکولار کردی که مبارزات مسلحانه در کردستان ایران را نفی می کنند ؛مورد تهدید، تهمت و ناسزاگویی PJAK قرار می گیرند. روشنفکران و مترقیان کردستان ایران از راه های گوناگون جنگ مسلحانه در کردستان ایران را نفی کردند و اعلام کردند خواسته مردم مسلمان کُرد نبوده و نیست، حتی سکولاریستهای سازمان حقوق بشر کردستان طی نامه ای خواستار پرهیز احزاب و فرقه ها (بالخص( PJAK از اقدامات مسلحانه علیه ایران شده بود چون نتیجه ای عینی آن جز انحراف مسیر مبارزاتی مسلمانان کردستان و قربانی شدن بیشتر دین ، فرهنگ ، اخلاقیات و ملیتاریزه شدن کردستان ثمر دیگری ندارد.
اما عکس العمل PJAK چه بود؟! تمامی احزاب مجاهدین اعم از کتائب کردستان ، ارتش صلاح الدی در کردستان ، جماعت انصار الاسلام کردستان ، جماعت النفیر ، گردانهای هورامان ،جماعت انصار السنه ، جماعت بین الملی مجاهدین کردستان ( جماعت کاک تحسین ) و… که بدون هرگونه فعالیت نظامی علیه سکولاریستهای مرتد ، فعلا در حال آماده سازی و اعداد به سر می برند را تحت عنوان انصار الاسلام مورد هجوم و حشیانه ی تبلیغاتی قرار داده و از دیگر سو ، سکولاریستهای مخالفشان چون اجلال قوامی سخنگوی سازمان حقوق بشر کردستان تهدید به ترور شد و گوشزد کردند در صورت تکرار در نفی و محکوم کردن عملیات های تروریستی PJAK از سوی ایشان و سازمان حقوق بشر کردستان، تهدید اشان را عملی خواهند کرد. اگرچه فرقه PJAK ادعای تهدید به ترور را نادرست خواند اما در نشریه خود با نام آلترناتیو شماره ۹، سازمان حقوق بشر کردستان و شماره کثیری از احزاب و اشخاص و رسانه ها را در جبهه ضد PJAK و عمال ایران معرفی کرد! و این خود گویای همه چیز است.

چرایی ایجاد روابط نصفه و نیمه برخی احزاب سکولاریست کُرد با PJAK و دلایل عقب نشینی

محتوا و حقیقت PJAK بر همه احزاب سکولارکردی و اهل سیاست و کشورهای منطقه روشن و پُر واضح است و آشکار شدن این محتوا استدلال و سندی بی خدشه است که موجب شده دیگر احزاب سکولار کردستان با این حزب تصنعی ارتباط نداشته باشند، در ثانی وجود این حزب تصعنعی در فهرست احزاب مافیائی دلیل دیگری است تا احزاب سکولارکردی که عموماً از جانب حکومت تحت قیومیت آمریکا و ناتو در کردستان عراق تامین می شوند وارد ارتباط و همکاری با PJAK نشوند.
اما رابطه و نیم روابط دیگر احزاب سکولاریست کردی با فرقه PJAK چگونه و به چه مقطعی بر می گردد؟ در این خصوص باید یادآور شد که انشعاب در حزب دمکرات کردستان ایران در اواخر سال ۲۰۰۶ میلادی و به فاصله یک سال انشعاب در حزب کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران، با خود مباحث و موضوعات تجربه شده ای را احیا کرد، آری پیکار مسلحانه و پارتیزانی، آنچه PJAK انجام می دهد. استدلال منشعب شده ها در زمینه چرایی انشعاب یکه تازی و وجود دیکتاتوریت در شبکه ی مدیریتی حزب و بالخص شخص دبیر کلی بود، تنازل در برابر دیگر احزاب سکولاریست ایرانی و پان ایرانیست و عدم شفافیت و جوانگرایی از دیگر دلایل و شعارهای انشعابیون بود. بنا بر همین اصل نیز منشعب شده های حزب دمکرات کردستان ایران واژه ایران را حذف کردند و انشعابیون کومله نیز به کومله زحمتکشان کردستان تغییر نام دادند و به این صورت احزاب تازه ای بنا نهاده شد.
اما آنچه بیش از این موارد بیشتر به چشم می آمد شروع جنگ مسلحانه و پارتیزانی سکولاریستها با ایران بود. شاید این دلیل تنها دلیلی بود که انشعاب را برای پیشمرگهای منشعب شده، هوادارن و اذهان عمومی ظاهرا توجیه می نمایاند. نقد اُردوگاه نشینی و تحلیل رفتن نیرو از سوی انشعابیون و بارزسازی این عبارت که اگر احزاب وارد جنگ پارتیزانی با ایران نشوند تمام شده تلقی می شوند در آن روزها مباحثی حماسی، داغ و پر رونق بود.
از همه مهمتر موضوع به رسمیت شناختن این احزاب نیز مطرح بود که اهمیت وافری داشت. بدین ترتیب و برای رسمیت یابی، عده ای که پیشتر مشیء ضد مسلحانه داشتند برای رسمیت یابی به یک فرقه مسلح پناه بردند. هر دو گروه منشعب چندین بار برای گفتگو و رایزنی به قندیل رفتند، حتی هیئتی از حزب دمکرات کردستان برای تعیین پناهگاه و ساخت سنگر و لزومات به نقاطی از قندیل و دیگر نقاط مرزی در غرب ایران سر زدند، سرانجام با تکیه بر این روادید که برای جنگ مسلحانه شرایط اقلیم کردستان و خواست مسئولین کردستان عراق دو مانع اساسی به شمار می آمد و حملات پارتیزانی و پناه گرفتن در خاک اقلیم کردستان شاید هزینه جبران ناپذیری را برای این بخش در پی داشته باشد اما باز هم چندین عملیات از سوی انشعابیون در کردستان شکل گرفت و چندین کشته و زخمی از طرفین حاصل آن بود که نهایتاً موجب شد خود را مطرح کنند. از سویی دیگر برای دور زدن فشارها از سوی مسئولین اقلیم کردستان بعضاً نقش فاعلی در عملیات را عهده دار نمی شدند و بر همین اساس PKK با وجود پوشش مؤثر رسانه هایش آن را با نام PJAK ثبت و درو می کرد.
اگرچه یکی از مهمترین انگیزه های سران انشعابیون در دو حزب سکولاریست مذکور با وجود عدم آگاهی و شناخت از PJAK این برداشت و تفکر بود که PJAK با شروع جنگ مسلحانه و ساخت حماسه های تو خالی اسم و رسمی برای خود دست پا کرده و با حضور آمریکا در منطقه احتمال جنگ با ایران و سقوط آن وجود دارد پس در نتیجه مبارزه آنها در طول سالیان طولانی بی نتیجه مانده و PJAK حاصل آن را درو خواهد کرد، اما چندی نگذشت که با داستانهای هزار و یک شب قندیل و شعبده های پشت پرده آشنا شدند و مجهول الحال بودن PJAK و حضور در قندیل که باعث مبهم و مرموز جلوه کردن این فرقه شده و امتیاز خوبی برای این فرقه محسوب می شد با ارتباط گرفتن دیگر احزاب و انجام چندین نشست این ابهامات فرو ریخت و حقیقت PJAK برای احزاب دمکرات کردستان و کومله زحمتکشان کردستان معلوم شد و در نتیجه عطش جنگ مسلحانه و پارتیزانی در آنها فروکش کرد و می توان گفت به این اصل برگشتند که می باید مشی ضد مسلحانه خود را حفظ کنند و خرابکار، خرابکار است حتی اگر کرد باشد و نمی توان با دلیل و برهان ملی گرایی از خرابکار بودن آن چشم پوشی کرد مضاف بر آنکه افعال و اعمال PJAK جز زیان چیزی عاید کردستان نخواهد کرد.
1111
در همین زمینه خالد عزیزی دبیر کل حزب دمکرات کردستان در مصاحبه ای با مجله لفین (در کردستان عراق) در اواخر سال ۲۰۰۸ میلادی ضمن اینکه به این نکته می پردازد که مشکل اسم و رسم داشته اند و برای معرفی و شناساندن خویش با برخی رسانه ها ارتباط گرفته اند (رسانه های مرتبط با PKK و شاخه ها) به این نکته نیز اشاره می کند که PJAK فرقه ایست ساخته خود PKK و در جهت منافع خودش آن را بکار می گیرد و اگر هم لازم شود آن را منحل می کند.
عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کمونیست کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران صراحتاً اعلام می دارد PKK و شاخه هایش (PJAK) به هیچ وجه جای اعتماد نبوده و دارای هیچ پرنسیب و مبدأ خاصی نیستند، با هر کسی وارد معامله می شوند و به کردها هم حمله می کنند. حرفهای مهتدی مستقیماً مربوط می شود به جنگ PKK با اتحادیه میهنی کردستان، پارت دمکرات کردستان و تصویه حساب و حذف فیزیکی مخالفان و کسانی که از آنها جدا می شوند به اضافه اینکه به این نکته هم اشاره دارد که PKK و اقمار آن مخلوطی هستند از استالینیسم، عشیره گرایی کردی و فمنیسم افراطی کمونیستی و روی حقیقتی نیز دست می گذارد که همانا مافیا بودن آنهاست.
همچنین انور محمدی عضو کمیته مرکزی حزب کمونیستی کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران در مصاحبه ای با “رووداو” در کردستان عراق اعلام کرد به هیچ وجه با نوع مبارزه PJAK سر سازگاری ندارند و مبارزات مدنی و سیاسی را بهتر از این شیوه مبارزه می دانند که PJAK آن را به قولی مبارزه مسلحانه می نامد. منظور انورمحمدی و آرام مدرسی و طاهر محمودی که نظرات مشابهی بیان کرده اند و به ترتیب از اعضای کمیته مرکزی کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران، کومله زحمتکشان کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران هستند این است که خرده عملیات های PJAK که قربانیان آن هم کردها هستند هیچ نتیجه ای در پی ندارد الا از بین بردن فضای مستعد کردستان ایران برای مبارزات و فعالیت های مدنی و سیاسی.
با این شرایط که احزاب سکولاریست کُرد هیچ کدام سر سازگاری با PJAK ندارند و هیچ حرکت و جریانی آن را رسمی، اصیل و مستقل نمی داند و از سوی دیگر آن را تصنعی، کارتونی و توخالی می پندارند در نتیجه PJAK در قلعه الموت خود در قندیل یکه تازی می کند و هر روز سازی مخالف می نوازد گویی خود نیز نمی داند چه می گوید و چه می کند! جوانان فریب خورده در قالب مبارزان به طرق مختلف و به بهانه های متفاوت در قندیل کشته و به قتل می رسند و یا بعضاً راه انتحار و کلید رسیدن به امرالی را آویزه گردنشان می کنند و با حماسه های مفتضح و شعارهای قذافی واری که برای اوجالان سر می دهند به رفتن در راهی مجبورشان می کنند که جز کشته شدن گزینه ای وجود ندارد و باز هم PKK با این دسته سیناریوهای شهید سازی !!!و پوشش عظیم رسانه ای خود را احیا می کند.
با این احتساب هیچ جریانی وجود یک فرقه ی ضد کردی را لازم نمی داند و لزومی به ارتباط با آن نمی بیند، بر همین اساس این PJAK است که سعی می کند با هر ترفندی که وجود دارد حداقل یکی از احزاب کُردی را اقناع به دوستی کند و از این راه مشروعیت خود را کسب کند اما آیا هیچ جریانی آن را رسمی می داند؟! خیر. PJAK فرقه ای ضد کردی است و تنها با شعارهای تو خالی و پر زرق و برق گوش عالم را کر کرده است و در چهار دیواری خانه مادرش هر چه دلش می خواهد می گوید، اما آیا توان گفتگو و تحمل یک آزاد اندیش یا مناقشه با یک منتقد و یا نماینده یکی از احزاب دیگر را دارد؟ خیر، چون از لحاظ تئوری چیزی ندارند و آنچه را هم که می گویند باور ندارند. به اعتراف شیرزاد کمانگر سخنگوی فرقه PJAK آنها هرچه سعی می کنند با کومله و دمکرات ارتباط برقرار کنند اما آنها همیشه رد می کنند!
PKK از زاویه ای دیگر
اما به یاد داشته باشیم روابط نزدیک PKK با ایران، سوریه و عراق در زمان بعث و جنگ مسلحانه با احزاب کردستان عراق و جنگ رسانه ای با احزاب کومله و دمکرات، و به رغم ایجاد فضای باز از سوی مسئولین بعث سوریه برای PKK و پیشبرد سیاست تک صدایی در کردستان سوریه، می توان گفت راه نفس کشیدن بر همه احزاب سوریه بسته شده است. و تفکر در این مباحث و بازبینی آن در یک نگاه گذرا می تواند ابعاد تازه ای را از اهداف PKK برایمان بازگو کند، با وجود اینکه سیاست PKK برای PJAK در کردستان ایران چیزی در مایه های سیناریوی حزب اتحاد دمکراتیک برای کردستان سوریه و خودش برای کردستان ترکیه است (دشمنی با سیاستمدارن مستقل کُرد و مخالف مشیء آنها مانند احمد ترک و در نتیجه فشاربر آنها) لذا در پیش گیریی جنگ مسلحانه PJAK را برای مقابله ی آشکار با جریان بیداری اسلامی در کردستان ایران و جماعتها و احزاب متعدد این بیداری و از میدان بدر کردن احزاب دیگر سکولاریست کُرد در کردستان ایران اجبار دانسته و برای در اختیار گرفتن انرژی و امکانات مادی و معنوی و انسانی کردهای ایران و به خدمت گیری و به کار بستن آن در جهت اهداف دشمنان ملت مسلمان کردستان و مطامع صرفاً حزبی و منوط به خودش، در انجام هیچ کاری شرم و ابایی ندارد.
لازم به ذکر است یکی از دلایل دوام PKK استفاده از کردهای سوریه به لحاظ انسانی و مادی بود، در صورتی که عبدالله اوجالان و PKK روابط نزدیکی با شخص حافظ اسد داشتند و اکنون نیز با بشار و حزب سکولار – سوسیالیست بعث تداوم دارد، با شعارهای واهی و تو خالی کردهای سوریه را به صورت ابزاری به کار بست و این سناریو دقیقاً برای کردهای ایران نیز تکرار می شود، PKK روابط نسبتاً دو سویه ای با دشمنان بیداری اسلامی در کردستان دارد و در عوض نیز خیمه شب بازی PJAK را به راه انداخته تا با شعارهای پوچ و واهی کردستان ایران را از جهات مختلف ختثی و تهی سازد.
اما سناریوی مشابه برای کردهای عراق راه به جای نبرده است، و در کمترین زمان ممکن به حقیقت PKK پی بردند و فرقه پارت حل دمکراتیک را که کاردستی PKK برای کردستان عراق بود شناختند. برنامه جنگ مسلحانه PKK در برابر احزاب اتحادیه میهنی کردستان و پارت دمکرات کردستان به منظور از صحنه خارج کردن آنها جواب نداد. در حال حاضر نیز این حزب با وجود اینکه در ظاهر مشغول فعالیت های سیاسی است اما هیچگاه به صورت رسمی مجوز کار دریافت نکرد و پایگاه و دفاتر آن در کردستان عراق پلمب شد.
این فرقه صرفاً وابسته به PKK است و یکی از شاخه های تصنعی آن است. هدف اصلی این فرقه، سازماندهی تک تیر اندازهای پ.ک.ک در شکار و قتل مجاهدین مسلمان در موصل ، بغداد و بخصوص در کرکوک برای اشغالگران به قیمت زنده ماندن و فعالیت در عراق و جاسوسی در مورد اتحادیه میهنی کردستان و پارت دمکرات کردستان عراق و، اپوزیسیون ایران من جمله احزاب سکولارکُرد و همچنین کسب اطلاعات در مورد افراد مهم و جدا شده از PKK و ساکن در استان های سلیمانیه و اربیل و نهایتاً ترور آنها می باشد برای مثال: نقش آنها در ترور کانی یلماز و کمال شاهین (کمال سور) در استان سلیمانیه و شاپور بادوشیوه در موصل مشهود است. با توجه به این مسائل حکومت اقلیم کردستان به آنها مجوز کار رسمی نداد و به دلیل امنیت نسبی کردستان عراق و نبود فعالیت مجاهدین در آنجا حضور آنها را در جغرافیای تحت حاکمیت خود رسما ممنوع اعلام کرد و غیر رسمی جهت استفاده ی بهینه آنها را به مکانهایی فرستاد که هنوز مجاهدین در آنجا در حال جهاد با اشغالگران هستند .
فایق گولپی دبیرکل سابق این فرقه در مصاحبه ای با هلال ابراهیم و صلاح الدین بایزیدی در شهریورماه ۱۳۸۵ خورشیدی اذعان می کند که اعضاء آنها سابقه فعالیت در حزب PKK را دارند و آنها افکار عبدالله اوجالان را صحیح می دانند. و اضافه می کند که جنبشی ایدئولوژیکی ــ سیاسی هستند، به این معنا که آنها پیرو ایدئولوژی و برنامه های PKK هستند که یکی از آنها تسلط بر چهار بخش کردستان است، در همین رابطه فایق گولپی در همان مصاحبه اشاره می کند که آنها می خواهند جایگزینی باشند برای اتحادیه میهنی کردستان و پارت دمکرات کردستان عراق!.
قابل ذکر است پس از کسب آزادی نسبی اقلیم کردستان عراق از حکومت سکولاریست بعث که به سال ۱۹۹۱ برمی گردد و به حکم وجود آزادی نسبی در این منطقه، PKK جهت تنظیمات و برخی مقاصد شوم وارد آنجا شد. و با شعارهای تو خالی و مردم فریب عده ای از جوانان کردستان عراق را در نواحی سلیمانیه، اربیل، گرمیان و شهرها و نواحی دیگر فریب داد و با استفاده از همین جوانان کردستان عراق ۶ سال علیه پارت دمکرات کردستان عراق جنگید، از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۸ PKK در جنگی شوم جوانان کُرد کردستان عراق را علیه یک جریان سکولاریست کردستان عراق به کارزار یکدیگرکُشی وادار کرد.
سخنی دیگر.
باید گفت خاورمیانه اکنون یک میدان داغ برای آغاز جنگی تمام عیار میان سکولاریستهای متحد جهانی به رهبری آمریکا وناتو و سکولاریستهای مرتد محلی با جریان مبارک بیداری اسلامی و مجاهدین فرقه ی ناجیه است و قدرتهای سکولاریست و مرتد منطقه ای و ابر قدرتهای سکولاریست جهان مرزی نمی شناسند و فرقی نمی بینند در اینکه خواسته های خود را در جنگ در نواحی کردستان، بلوچستان یا خوزستان محقق سازند و ویرانه ها و آوارهای آن برای ملت مسلمان کُرد و ملتهای دیگر باقی بماند و فخر و افتخار این ویرانی ها را فرقه های سکولاریستی چون PJAK بر ما بفروشند و آزاد اندیشان و دگراندیشان مجاهد را بر صلیب افکار عصر حجری اشان به دار بیاویزند. بنابراین باید گفت حساب مردم مسلمان کردستان از طرفی و مافیای سکولاریستهای مرتد PKK و فرقه PJAK و دیگر فرقه ها و اخزاب سکولاریست مرتد از طرفی دیگر در جهت حل مسئله کرد های مسلمان در ایران و یا هر کشور دیگری، می بایست از هم جدا باشد.
مردم کردستان متدین و تابع اصول اخلاقی و دینی خاص خودشان می باشند و پس از یک دوره انحطاطی که سکولاریستها مسببش بودند ، هم اکنون تصمیم گرفته اند که به فرهنگ غنی اسلامی و عزت از دست رفته اشان باز گردند . و در این بیداری اسلامی دیگر جائی برای سکولاریستهای مرتد باقی نمی ماند . مردم مسلمان ما در حال تدارک جنگ « مرگ و زندگی » با سکولاریستهای متحد جهانی به رهبری آمریکا وناتو و سکولاریستهای مرتد محلی است و به آینده ای درخشان و پیروزی حتمی چشم دوخته است .